سخنرانی
قرائتی را وسیع در فیس
بوک پخش می کنند. سوای
پخش شدن عکس این آخوندک
درد بزرگی را می بینی/
روی صندلی هایی آراسته
جماعت بی مغزتر از آن
صندلی ها نشسته اند ولی
نه آراسته/ چادر و ریش
لباسشان هست/ و با گفته
های آخوندک حال می کنند/
همان آخوندکی که این سی
سال در تلویزیون البته
درخشیده! و همچنان می
گوید " ما هستیم".. با
این جماعت "ما" چگونه
رقم می خوریم؟ اینها
هموطن هستند؟ اینها هم
زبان هستند؟ اینها چه
هستند و ما که هستیم؟...
•توشه
3 منتشر شد.برای همکاری
واشتراک با سایه سیرجانی
تماس بگیرید.
اطلاعیه کانون روزنامه
نگاران و نویسندگان برای
آزادی بمناسبت فرا رسیدن
یادمان زندانیان سیاسی
جانباخته در تابستان 1367
هم میهنان! آزادگان!
تابستان سال 1367 یکی از
مخوفترین و سیاهترین
جنایات علیه مردم کشورمان
بوقوع پیوست. با پایان
جنگ خانمانسوز 8 ساله و
بدنبال فتوی مخفی خمینی
و در سکوتی مرگ آور
هزاران زندانی سیاسی که
سالهای اسارت را در
زندانهای مخوف حاکمان
سپری میکردند در فاصله
زمانی کوتاهی به جوخه
اعدام سپرده شدند.
بیدادگاه های چند دقیقه
ای و ضربتی تشکیل شدند و
زندانیان را در نهایت بی
حقوقی تفتیش عقاید و بکام
نیستی فرستادند. حاکمیت
که رهبر آن خمینی – رئیس
جمهورش خامنه ای – نخست
وزیر آن میرحسین موسوی و
رئیس سپاه پاسداران آن
رفسنجانی بود در هماهنگی
کامل چوبه های دار
زندانیان سیاسی را
برافراشتند و اجساد آنان
را در گورهای جمعی از
جمله گلزار خاوران دفن
کردند.
جنایت علیه انسانها و
بویژه روشنفکران و
مخالفان سیاسی از آغاز تا
کنون پیشه رژیم مذهبی
حاکم است. اما قتلعام
زندانیان سیاسی در
تابستان 67 به اتهام دگر
اندیشی و مخالفت با
استبداد حاکم از جمله
وحشیانه ترین جنایات آنان
علیه مبارزان راه ازادی و
برابری بوده است.
CIEF
کلوپ فیلم سازان ایرانی و
اروپایی در سال جدید فیلم
مستندی را به کارگردانی
ارمان نجم با نام ترور در
برلین به مدت هفتاد دقیقه
تولید و اماده پخش کرده
است. این فیلم نگاهی از
شروع تا پایان به یکی از
جنجالی ترین نمونه های
تروریسم حکومتی جمهوری
اسلامی ایران،و نقش
برجسته ترین مقامات سیاسی
و مذهبی ان،از زبان
شاهدان عینی است.این فیلم
برای اولین بار در اپریل
۲۰۱۰ در هشتمین جشنواره
سینمای ایران در تبعید در
پاریس به نمایش در آمد.
پس از پیروزی انقلاب
اسلامی(1979) در ایران،
دهها شخصیت سیاسی یا
فرهنگی، دردرون وبیرون
ایران، به قتل رسیدند.
اولین قربانی(در خارج)
شهریار شفیق، افسرپیشین
نیروی دریایی ایران، در
(7 دسامبر 1979) در
پاریس، به هنگام خروج
ازخا نه مادرش، به ضرب دو
گلوله به قتل رسید.
وآخرین قتل (در اروپای
غربی)، ترور دکتر رضا
مظلومان در تاریخ 27 مه
1996 ( پاریس) بود.
•
سینمای آزاد وخوانندگان
*نشریه
سینمای آزاد به تدریج
کامل وکامل تر می شود! و
چرا علامه زاده برای
سینمای آزاد پرونده سازی
می کند؟
سینمای
آزاد تنها نشریه سینمایی
در تبعید است. این شاید
در وهله اول مسئله قابل
تاملی نباشد اما وقتی
بیشتر به نحوه انتشار
این مجله ، دقتی که در
انتخاب تک تک مطالب آن می
شود ( توجه کنید به
وسواسی که برای طراحی
مطالب تکنیکی در پی.دی.اف
به کار میرود) و
ایستادگی و مقاومت سینمای
آزاد در برابر صادرات
سینمایی جمهوری اسلامی و
دلال ها و
کارچاق کن ها وآرایشگران
آن...
*
یک نقد خوب از مهستی
شاهرخی
همکاری خانم مهستی شاهرخی
با سینمای آزاد بسیار
مغتنم است. واین بار
مهستی یک نقد و بررسی
دقیق وآگاهی دهنده در
باره کیارستمی کارگردان
فرصت طلب نوشته است. نقد
وی به گمان من یکی
از بهترین نوشته هاست در
باره کیارستمی و نحوه
کارش.
وقتی
هنرمند مردمی، به قاتل
مردم افتخار می کند به
خصوص که نامش هم افتخاری
باشد!!
مراسم بزرگداشت روز
خبرنگار که در مرکز همايش
هاي صداوسيما و با حضور
مديران، سردبيران و
خبرنگاران اصحاب رسانه
برگزار شد،علی رضا
افتخاری به گرمي آقاي
احمدي نژاد را در آغوش
کشيد و گفت ، آقاي رييس
جمهور دوستت دارم.(؟!؟)
اين استاد موسيقي(!) و
خواننده مشهور کشور
باتبريک روز خبرنگار به
تمامي اصحاب قلم افزود:
اين حرف را ازروي
خودستايي و تکلف نمي گويم
بلکه ازدلم برخاسته و حرف
دل من است)...
*خودشان اعتراف می کنند!
خبرگزاری مهر گزارش
میدهد!
وضعیت سینما جمهوری
اسلامی با 1500 جایزه از
جشنواره های جهانی
استان
خوزستان به واسطه صنعتی
بود و نخستین محل پیدایش
نفت در کشور از اولین
مناطق ایران به شمار می
رود که سالن های سینما در
آن اقدام به نمایش فیلم و
جلب مشتاقان سینه چاک
پرده نقره ای و تصاویر
متحرک کردند.
اکنون بیشترین دغدغه ای
که در استان خوزستان در
بخش سینماها وجود دارد
این است که 17 شهرستان و
تعداد قابل توجهی از
شهرهای بزرگ استان که
هنوز به شهرستان تبدیل
نشده اند فاقد سینما
هستند که این موضوع این
شهرستان را مشکلات عدیده
ای مواجه کرده است.
در برخی موارد پیش آمده
که بعضی مدارس برای نمایش
فیلم برای دانش آموزان
خود اقدام به اعزام آنها
به سایر شهرها و تحمل
مسافتی حدود 150 کیلومتری
می کنند که این مسئله به
هیچ وجه خوشایند نیست...
*ایا فقط دولت امنیتی
احمدی نژاد از سانسور
دفاع می کند ویا
روشنفکران همراهش بوده
اندوهستند؟
حميد شاه آبادي، معاون
هنری وزارت ارشاد که تازه
به اين مقام منصوب شده
است، امروز به خبرنگاران
گفت که از سانسور دفاع
ميکند و نفس وجود آن را
لازم ميداند. به گفته
آقای شاه آبادی اين کار
لازم است تا از تئاتر و
هنر به صورت کافی و لازم
«صيانت» شود.
آقای شاه آبادی که در
نخستين نشست خبری خود با
خبرنگاران حاضر گفتگو
ميکرد گفت که مساله
سانسور، که مسئولان
جمهوری اسلامی با عنوان
«مميزی» از آن ياد
ميکنند، يک کار
کامپيوتری نيست و به هر
حال ممکن است که
سليقههای شخصی هم در آن
وارد شود اما گفت که او
تلاش ميکند اين سليقهها
کم شوند و قانون، جايگزين
سليقه شود...
*جمهوری
اسلامی شبکه وان را هم
با باج خرید!
مدیر ارشد شبکه
فارسیوان:
آماده همه نوع همکاری با
صداوسیما هستیم
سینمای ما - ما این
آمادگی را داریم که
هرآنچه را که مایه نگرانی
است وهر سوژه ما که ضد
ارزشی هست را برداریم،
حذف کنیم و برنامههای
مشترکی را جایگزین کنیم.
این آمادگی را داریم که
با صدا وسیما برنامههای
مشترک تولید کنیم. مثلا
به جای ویکتوریا بیایم
سریال مولانا را بسازیم،
به جای سریال همسایهها
بیایم از زندگی رودکی،
سنایی وسایر مشاهیر بزرگ
ایران مستند سازی وسریال
سازی کنیم....
*در سریال های صدا وسیمای
ضرغامی زندان های مخوف
جمهوری اسلامی به هتل 5
ستاره تبدیل می شود!
در سریال نون و ریحون پسر
به دیدار دختر مورد علاقه
اش که در زندان است می
رود. پسر: چرا هر کی میره
زندان عابد و زاهد میشه؟
دختر: آخه اینجا با
عزیزان بازجو !!جلسات
مباحثه خیلی دوستانه ای
داشتیم که به فهمیدن
مشکلاتم کمک کرد. پسر:
لاغر شدی؟ دختر: رژیم
گرفتم. البته دکتر هم به
وعده های غذایی سرکشی
میکنه و غذاهای پرچرب و
با کالری بالا رو از وعده
های غذایی حذف میکنه. اگه
بهت بگم اینجا شیشۀ
نوشابه ای که توش نوشابه
باشه ندیدم دروغ نگفتم.
کاملا حواسشون هست، اینجا
نوشابه غدقنه، دوغ میدن.
اگر باور نمی کنید همین
قسمتو خودتون توی یوتیوب
ببینید
1- آقای مسئول امور
سینمایی ج. اسلامی
معنا ی جدید ابتذال را
کشف فرمود!!
آقای مدیر میفرمایند:
«ابتذال به معني خلق
شخصيتهایی كه مربوط به
ايران نيست و متعلق به
خارج است، معاون امور
سينمايي و سمعي و بصري
وزارت فرهنگ و ارشاد
اسلامي صمن اعلام این
نظراز فيلمسازاني كه با
نشان دادن نقاط تاريك
كشور در فيلمهايشان به
دنبال جايزه هستند انتقاد
كرد و اين كار را بدتر از
جاسوسي دانست»...
2-
روج الله وآدلف تولدتان
مبارک
اگر تامل کنیم در می
یابیم بیشترین خدمت به
خامنه ای واحمدی نژاد را
همین آقایان سبز الهی می
کنند اول باید رژیمی باشد
تا بر سرمیراثش باند های
جکومتی به جان هم بیفتند
،موسوی وکروبی هستند که
دارند برای امام جنایتکار
آبروی کاذب میخورند پس هر
چند به ظاهر سران فتنه
هستند در اصل در سرکوب
سرنگونی طلبان به دولت به
قول خودشان پادگانی یاری
رسانده اند وحالا هم همان
دو در تلویزیون رسانه سبز
ایران تصویر قاتل اعظم را
بالای سرشان چسبانده اندو
مدعی هستند که میخواهند
ایران را برگردانند به
دوران طلایی حضور
امامشان. یعنی به عنوان
حمایت از مردم بیشترین
توهین را به شعور همان
مردمی که به پا خواستند
تا بساط رژیم خون وجنایت
وجنون را جمع کنند مرتکب
شده اند...
بیست درصد جمیعیت پنجاه
میلیونی افریقای جنوبی
مبتلا به ویروس
HIV
هستند. هنوز هم از ترس
زخم زبان و به انزوا
کشیده شدن از طرف جامعه
بسیاری از مبتلایان به
ایدز از مراجعه به پزشک
خودداری میکنند. بهترین
رفیق تمبا با خواهرش دو
ماه جسد مادرشان را در
کلبه محل زندگیشان
مخفی میکنند، تا مبادا
کسی از مرگ او در اثر
ایدز آگاه شود. همچنین
مادر تمبا، که سالها در
غیاب شوهرش دیگر قادر به
کار و اداره خانواده به
تنهائی نیست، در اثر
همخوابی با مردی که ویروس
ایدز را در خود حمل
میکند، مبتلا به این
بیماری میشود. و حتی
خود تمبا که از طرف همان
مرد مورد تجاوز قرار
میگیرد، بعد از مدتی
دچار این بیماری
میشود.
یاران وهمراهان سالهای نخستین
آغاز کار سینمای آزاد
این بار گیتی ناوران ( نوین)
...،علاوه بر فریدون
رهنما که پشتیبانی معنویش
در آن جو که قلم های
مسموم بسیار سعی در خاموش
کردن این صدای جوان وضربه
پذیر داشتند بسیار مغتنم
بود . من خودنیزدو دوست
داشتیم که اکثر روزها و
وقت های آزاد را با هم می
گذراندیم. گیتی نوین
گرافیست وهمسرش فرید نوین
که برنامه ریز سازمان
برنامه بود اما مشتاق
وکنجکاو مسایل هنری ، نقد
ها ونظرهای پیوسته فرید
در باره فیلمها وبرنامه
های سینمای آزاددرماهنامه
نگین و در دیگر روزنامه
هادر جدی شدن نگاه جامعه
به کارهای سینمای آزاد
سهم موثری داشت وگیتی
هنرمند خلاق جوانی بود
که کارهای گرافیکش به
خصوص برای ماهنامه معتبر
نگین مورد توجه قرار
گرفته بود او هم انجام
کارهای گرافیک سینمای
آزاد را بعهده گرفت...
•و
...
کارنامه وزندگی نامه گیتی
نوین* نظر شهرام معتضدی
در باره گیتی و کارهایش
*: گیتی نوین وترانسپر
سیو نیزم *گیتی نوین از
خود می گوید:
من تحصیلات دانشگاهی خود
را در دههٔ ۱۹۶۰ میلادی
به انجام رساندم. در آن
زمان ها مدرنیزم و
پست-مدرنیزم گروندگان
بسیار داشتند و نفوذ
غریبی در عرصهٔ هنر .
فرهنگ آن روزها نقاشان
فیگوراتیو و هنر تجسمی را
به سخره میگرفت و این
جهت گیری طرفه می نمود.
آنچه در هنر مهم تلقی
میشد شوکه کردن تماشاچی
بود باگونه یی ظاهرسازی.
زیبایی و تحسین عقلانی
شور زیبایی تحمل میشد.
اما ارزش روشنفکرانهٔ
تحسین یک کار زیبا که
موفق در جلب محبوبیت عامه
میشد مورد انکار قرار
میگرفت ...
گرچه نمیتوان ابعاد اختیار مسئولین مدرسه در مورد دانشاموزان
را با حدود اختیار حکومتگران با حکومت شوندگان قیاس کرد اما
به واقع نهادهای خردتر در تمامی جوامع نمودی مشخص از روابطی
است که در آن جامعه حاکم است: خانواده، مدرسه، زندان،
بیمارستان، آسایشگاه ، ادارات و... در یک جامعهی
توتالیتاریستی بر تمامی این نهادها دیکتاتوری عیان حاکم است و
در جامعهی با «دموکراسی» نمایندگی استبدادی نهفته و بزک کرده
برای حفظ منافع آنانی که منافع مستقیمشان حفظ سیستم است.
استفاده از نمایندگان و یا حضور نمایندگانی از شاگردان در
مجامع تصمیمگیری- نه برای سیستم آموزشی- بلکه برای تصمیمگیری
در مورد ابقا یا اخراج شاگردان و یا نوشتن گزارش برای آنها
فقط ادای مشارکت دانشاموزان در سیستم آموزشی است. آنان توسط
سیستمی که هدفش کنترل شاگردان و هدایت آنان در جهت نظام و
منافعی است که از قبل و توسط سیستمگذاران تعیین شده، فقط به
بازی گرفته میشوند...
سینمای معاصر بریتانیا
گزارش ﻭ طراحی از ژاله لاهوری
ﺯﻳﺮ ﻧﻈﺮ فریبرز دهگان پور
سالی پاتر، این خانم هنرمند را میباید در ردیف سینماگران روشنفکر امروز بریتانیا،
مانند پتر گریناوی به حساب آورد هر چند که سینمای این خانم فقط در صدد جستجو برای
سبک و درگیر زیباشناسی مبتکرانه نیست و میتواند مورد سلیقه بسیاری از مردم هم باشد
و فرق دیگر سینمای او با چنان روشنفکرانی درگیری و تعهد او در مسائل سیاسی و
اجتماعی و به خصوص مساله زن در جامعه است.
با این که یک یک آثار سالی پاتر زیبا و ارزشمندند در این گزارش میخواهم فقط از
یکی از آنها با شما بگویم و آن هم فیلم مردی که گریه کرد است که یک فیلم بسیار
حساس اوست که ده سال پیش ساخت. این فیلم داستان جدایی میان یک دختر یهودی روسیه و
پدرش و تلاش دخترک برای حفظ هویت خود است. روزی این پدر آواز خوان روسیه را ترک
میکند و به آمریکا میرود تا بخت خود را در آن سرزمین بیازماید. دختر خردسال خود را
به مادر بزرگش میسپارد و خود با اشک در چشم راهی دوردست میشود.
من هستم.... بهروز...
احمد... مهری و چند تایی
دیگر که میشناسمشان.
سالن پرآدم است، پر
آدمهای ناشناس. همه جور
آدم است. همه هستند. چند
بچه هم در سالن می دوند.
احمد مثل همیشه شاد و
سرحال روی صندلی چرخدارش
نشسته است.
صدای خواننده ای که روی
صحنه ایستاده است و
تودماغی می خواند در
هیاهوی مردم گم می شود.
مرد تارزن روی تارش خم
شده است و محو هنر خویش
است. نوازندهی ویلون،
عرق می ریزد و ساز می
زند. کسی به هنرنمایی
هنرمندان توجه ای ندارد.
زنها با هم حرف می زنند و
مردها ساکت روی صندلیها
فرو رفتهاند و تخمه می
شکنند. کسی حریف بچه ها
نمی شود. بچه ها در سالن
گرگم به هوا بازی می کنند
و جیغ بنفش می کشند.
تصویر زن در سینمای اروپا
بخش ﭼﻬﺎﺭﻡ : مارگارت فون تروتا و
آزادی و تعالی زن
حتما مارگارت فون تروتا
را میشناسید. این هنرمند
آلمانی قبل از همه به
خاطر بازیگریهایش در
فیلمهای راینر ورنر
فاسبیندر[1]
و فولکر
اشلندرف [2]مشهور
شد، اشلندرف برای مدتی
شوهر او نیز بود و با هم
فیلمنامه مینوشتند و فیلم
میساختند. بعدها
مارگارت خود به تنهایی
به ساختن فیلم ادامه داد...
چند شب پیش در برنامه های
تلویزیون دنبال فیلم خوب
و قابل دیدن می گشتم. اما
متاسفانه جز سریالهای
پلیسی دست چندم آلمانی یا
فیلمهای اکشن و قلابی
آمریکائی چیزی پیدا
نکردم. طبق معمول این جور
وقتها به سراغ گنجینه
کوچک خودم که تعدادی از
فیلمهای بزرگ سینما را
درخود جاداده است رفتم.
میدانستم که حتی اگر
فیلمی را اتفاقی از آنجا
بردارم برایم صدها بار
دلچسبت تر و جالب تر از
برنامه های تلویزیون
خواهد بود. در میان این
فیلمها چند فیلم از
«ارنست لوبیچ» دارم که
هرکدامشان برایم به نحوی
عزیز و دوست داشتنی ست.
یکی از آنها، فیلم «بودن
یا نبودن» است که به
آلمانی می شود
(Sein oder Nichtsein)
و
نام انگلیسی آن
( To Be or Not to Be)
است. نمیدانم برای چندمین
بار بود که این فیلم را
می خواستم ببینم. آن هم
با چه اشتیاقی! انگار
دیدن این فیلم می توانست
لذت نوشیدن جرعه ای آب
خنک از چشمه ای پاک و
زلال را به من ببخشد ...
آخرین به روز
رسانی :
25
اوت
2010
–
دیدار بعدی ما:
25 اکتبر
2010
* شکل گیری حکومت های خودکامه بدون حضور روشنفکران کوته بین وحقیر ممکن نیست، این روشنفکران در عمل به رژیمی خدمت می کنند که مدعی مبارزه با آنند ( هانا آرنت اندیشمندبرجسته معاصر آلمانی.)
* حتا اگر این نظام به فرض محال در راه بازگشت من فرش ابریشمین ویا قا لیچه سرخ بگسترد من به سرزمینی که زیرسلطه ی شوم اوست هرگز قدم نخواهم گذاشت زیرامیان ما دو طرف هیچ سازشی میسر نیست. ( زنده یاد نادر نادر پور)
* روزی خواهد آمد که ساده ترین مردم میهن من از روشنفکران اخته خود باز خواست خواهند کرد.آنگاه که کشور مان همچون شعله ای کوچک ومهجور فرو میمرد شما روشنفکران چه می کردید ؟ ( کاستیو شاعر گواتمالائی)
* به ما نام مهاجرداده اند آنان. چهبیربط است ین نام. مهاجرآنست كه ترك وطن گوید. ولی ما با رضای خویش، قدم درین راه ننهادیم تا ازنو میهنی جوئیم كه شید هم، اگرشد، تا ابد، آنجا بمانیم. گریزانیم وسرگشته ما را تاراندند ازآنجا. ینجا، كجا؟ كی؟ زادگاه ما تواند گشت، هرگز. ین دیاری كه، گیرم ، پذیرا گردد ما را ( جدا شده از سروده مهاجر اثر برتولوت برشت)
*اگر چراغداران، به چنین رژیمی چراغ سبز نشان نمی دادند و در بزنگاه های تاریخی،مردم را از عواقب رفتن این بربرها نمی ترساندند، امروز مردم ایران در این تنگنایتاریخی قرار نمی گرفتند. (مینا اسدی)
* یک بار گولم زدی شرم برتو، بار دوم گولم زدی شرم برمن (یک ضرب المثل امریکایی)
ترور در برلین فیلمی از آرمان نجم آماده
نمایش شد
برای برنامه ریزی نمایش فیلم با این نشانی
تماس بگیرید: