You should install Flash Player on your PC

زیر ذره بین / شماره 31

 آرشیو

 خانه نخست

      

 

 

اساسنامه کانون روزنامه نگاران و نویسندگان برای آزادی منتشر شد.

 1- نام

1-1- نام این نهاد، "کانون روزنامه نگاران و نویسندگان برای آزادی" است که از روزنامه نگاران، نویسندگان، مترجمان، وبلاگ نویسان، هنرمندان، مدیران و دستاندرکاران سایتهای خبری، هنری، فرهنگی و اجتماعی تشکیل شده است و نهادی سیاسی ـ اجتماعی و غیر انتفاعی است.

2- اهداف و مواضع

2-1- در همهی جوامع نابرابر، نظامهای حکومتی برای تأمین منافع خویش، اخبار، حرکت و اعتراضهای اجتماعی را به طور کنترل شده در اختیار افکار عمومی جهان قرار میدهند، در نتیجه هدف از ایجاد این کانون، پوشش دادن به اخبار و واقعیتهای جنبشهای اجتماعی است که همواره توسط حکومتها سانسور شده است. مواضع و کنشهای عملی این کانون، همواره در جهت حفظ منافع مردم و افشای حاکمان در همهی عرصههاست و تحقق یافتن این اهداف با تکیه بر هماهنگی رسانههای گروهی آزادیخواه و مترقی است که با سانسور هدفمند نظامهای استبدادی مبارزه میکنند

3- وظایف

3-1- وظیفهی اساسی کانون روزنامه نگاران و نویسندگان برای آزادی، کمک به ایجاد فضایی آزاد و دمکراتیک و مبارزه علیه سانسور، سرکوب اندیشه و ترور و خفقانی است که به ویژه توسط حکومت جمهوری اسلامی ایران علیه جنبش و اندیشههای سیاسی و اجتماعی اعمال می شود.

4- عضویت

4-1-همهی کسانی

الف ـ با نظام های دیکتاتوری و استبدادی مبارزه کرده و می کنند

ب ـ افرادی که در بند 1-1- به آنها اشاره شده است

ج ـ افرادی که خواستار مبارزه با سانسور و مدافع آزادی بیان، قلم و اندیشه هستند با پذیرش اهداف و مواضع کانون، می توانند به عضویت کانون درآیند

5- شکل سازمانی

5-1- تشکیلات سازمانی کانون، متمرکز نیست و خود گردان است و روابط عناصر و فعالان کانون بر اساس احترام متقابل و رعایت حقوق فردی استوار است و بر پایهی خرد جمعی اداره میشود. بنا بر موازین دمکراسی مستقیم، برنامهها و تصمیمها و مواضع کانون، توسط اکثریت اعضای کانون تعیین میشوند. فعالیتهای اجرایی آن نیز به وسیلهی تقسیم کار در کمیسیونهای مختلف و بر اساس اهداف و مواضع کانون انجام میگیرد

6- ارگانهای کانون

6-1- ارگانهای کانون به طور کلی "نشست عمومی" و "هیأت هماهنگی" خواهد بود.

7- نشست عمومی

7-1- نشست عمومی عالیترین مرجع تصمیم گیری در کانون است که متشکل از همهی اعضای کانون است و هر سال یک بار از سوی هیأت همآهنگی وقت تشکیل میشود و با پنجاه و یک درصد اعضا رسمیت مییابد. چگونگی تشکیل و برگزاری نشست عمومی و تعیین زمان دقیق آن به عهدهی هیأت هماهنگی و تأیید اعضا خواهد بود

7-2- تاریخ تشکیل نشست عمومی باید از دو ماه پیش به اطلاع اعضا برس

7-3- تصمیم گیریها و پیشنهادها از طریق تفاهم و شیوهی اقناع انجام خواهد شد. در صورت نبود تفاهم عمومی، 2/3 آرای اعضای حاضر در جلسه ضروری است.

7-4- هر عضوی میتواند تقاضای جلسهی اضطراری کند و علت آن را طی ارسال پیامی به بقیهی اعضا توضیح دهد، ولی برگزاری جلسه منوط به تأیید 2/3 اعضا خواهد بود

 

8- مواردی که نشست عمومی تصمیم میگیرد

8-1- بررسی گزارش هیأت هماهنگی و گروه پیگیر

-2- تغییر مواد اساسنامه برای یافتن راهکارهای عملی در جهت رسیدن به اهداف کانون

8-3- تنظیم و ارایهی برنامهی فعالیتهای سال بعدی

8-4- تعیین و جهت دادن به سرنوشت کانون، بر پایهی اهداف و مواضع کانون

8-5- انتخاب هیأت هماهنگی جدید

9- هیأت هماهنگی

9-1- هیأت هماهنگی متشکل از 7 نفر است که میتواند با تصمیم اکثریت اعضا افزایش یابد

9-2- هیأت هماهنگی، بین دو نشست عمومی عالیترین مرجع اجرایی کانون است که شرح وظایف آن در آیین نامهی داخلی به تصویب رسیده است  

9-3- تشکیل جلسههای هیأت هماهنگی به عهدهی گروه پیگیری است. جلسههای عادی هیأت هماهنگی هر دو هفته یک بار برگزار میشود. در صورت نیاز، هیأت هماهنگی میتواند با درخواست دستکم 5 عضو، جلسهی اضطراری برگزار کند. جلسههای هیأت هماهنگی بنا به تصمیم اکثریت اعضای آن میتواند علنی باشد و از سوی نهادهای رسانهای به اطلاع عموم برس

9-4- جلسههای هیأت همآهنگی با حضور اکثریت اعضا (نصف به علاوه یک) رسمیت مییابد.

9-5- در آغاز هر جلسه، تعداد اعضای هیأت هماهنگی با توجه به تغییر و تحولات، از جمله پیوستنها و استعفاها و همچنین تعداد اعضای حاضر در جلسه از سوی گروه پیگیری اعلام میشود.

9-6- پیش از آغاز هر جلسه، دستور جلسه توسط گروه پیگیری به اطلاع شرکت کنندگان در جلسه رسیده و زمان بندی برای پیشبردبحثها تنظیم میشود.

9-7- شرکت اعضای کانون در جلسههای هیأت هماهنگی به عنوان ناظر آزاد است.

10- گروه پیگیری

10-1- گروه پیگیری جهت تسریع و اجرای تصمیمهای هیأت هماهنگی تشکیل میشود. اعضای این گروه از میان داوطلبان انتخاب شده و تعداد آنها سه نفر است

10-2- گروه پیگیری نسبت به پذیرش هر مسئولیتی، در برابر هیأت هماهنگی مسئول است

11- وظایف گروه پیگیری

11-1- ادارهی جلسههای هیأت هماهنگی

11-2- تنظیم روابط درونی اعضای کانون و همراهان

11-3- تهیهی گزارش جلسههای هیأت هماهنگی

11-4- اعلام دستور جلسه، پیش از برگزاری آن

12- اساسنامهی کانون روزنامه نگاران و نویسندگان برای آزادی، در 12 ماده و 28 بند، تهیه و در تاریخ 2 مه 2009 برابر با 12 اردیبهشت 1388 توسط اعضای این کانون به تصویب رسید.

 

شبه محاکمه رخسانا صابری،سوءاستفاده بهمن قبادی از این نمایش و همراهی سینما بنویس روزی اون لاین با این پروژه  

...در اين ميان برخي که متخصص ربط دادن چيز هاي بي ربط به هم هستند، همزماني نامه قبادي و پذيرفته ‏شدن فيلم او در جشنواره کن را نشانه سياسي کاري اين فستيوال و مصداق سو استفاده قبادي از ماجراي ‏رکسانا مي دانند. تا آنجا که من مي دانم، چنين فکري مي تواند تنها از ذهن بيمار و دشمن هراس آدم هايي ‏چون برادران اطلاعات و مقامات نظام برآيد که همه را به کيش خود مي پندارند(عبدا الله راده ، سایت روز اون لاین)

 جواب سینمای آزاد. بله آقای عبدالله زاده فستیوال کن آلوده به مقاصد سیاسی است. اگر استدلالهای چند تن انگشت شمار مرتبط با آلودگی این جشنواره به اهداف سیاسی نشانی از بیماری باشد لطفا شما که بحمدالله سلامتی عقلتان به گواهی پزشگان دارالخلافه رسیده است جوابی به پرت وپلا گویی های ما بدهید ومردم را از گمراهی نجات دهید .وقتی هوشنگ گلمکانی سردبیر ماهنامه فیلم هم در مقاله خود در روزنامه دوم خردادی شرق با صراحت اعلام می کنند که ج. اسلامی در کن سهمیه دارد ، از ما که گذشته است فکری برای اغتشاش فکری سردبیر نشریه پر خواننده فیلم چاپ ایران بنمائید! لطفا بفرمائید فیلمسازانی که به اعتراف فلاحیان وزیر اطلاعات دوران خاتمی از واواک خط می گرفتند چه نام دارند والان کجا هستند؟ از چه جشنوار هایی برای تشنگان افتخارات این چنینی افتخار کسب کرده اند؟ شما خیلی معترض همکاری با برادران اطلاعاتی هستیدامانشریه شما در هر فرصتی، وقت وبی وقت مصاحبه ای ویا نقد ونظر مثبتی برای تطهیر مسعود کیمیایی ترتیب می دهد. (پرونده مسعود کیمیایی در ارتباط با ساختن دوفیلم ضیافت وسلطان به دستور سعید امامی را سینا مطلبی در عصر آزادگان برملا کرد) البته برای دوم خردادی ها، همکاری در دستگاه امنیتی خاتمی حلال ومبارک است اما در دوران احمدی نژاد نجس وقابل سرزنش.

چند دلیل ساده برای اثبات فرصت طلبی قبادی برای جو سازی در کن 2009  

1/همزمان با پخش نامه قبادی ،پذیرش فیلمی از قبادی در کن اعلام می شود

2 در اطلاعیه اولیه مطبوعات حکومتی چنین ادعا می شود که فیلم در بخش اصلی مسابقه است وقتی این دروغ را جا می اندازند بعد معلوم می شود نمایش فیلم در قسمت فرعی است .

3/ سوءتیتر خبری طوری تنظیم می شود که نقش رخسانا را برجسته جلوه می دهند. اما بعدا مشخص می شود این سهم محدود است به قوت قلب! آقای رژِیسور از حضور رخسانا در سر صحنه . چند مصاحبه پی در پی بهمن قبادی که رخسانا را هم به فیلم مرتبط می کند فقط برای بازار گرمی و ساختن موقعیت برای فیلم وتاثیر گذاری روی داوران بخش های فرعی وپخش کنندگان خارجی تنظیم شده است.

4/ سر وصدا وجنجال که فیلم قبادی بدون اجازه مقامات در کن  حضور دارد هم جو سازی دیگری برای کسب موقعیت کاذب برای فیلم است که در این باره مقاله مسلم منصوری را در همین شماره بخوانید .

مخملباف، چاقوکش  متحول شده  از میر حسین، مسئول کشتار دهه 60 حمایت می کند.

علیرغم همه محدودیت  ها و تهدیدها،(آفرین به این هنرمندان شجاع )روشنفکران و هنرمندان ایران به سود انتخابات و عمدتا رای به میرحسین موسوی بسیج شده اند. تاکنون علاوه بر "پگاه آهنگرانی" بازیگر نسبتا! جوان و شایسته سینمای ایران( دختر منیژه حکمت که ستاد انتخاباتی یاران خاتمی را تشکیل داد) از میرحسین موسوی، محسن مخملباف نیز روز گذشته با انتشار نامه ای سراپا ستایش از میرحسین موسوی،( این آقای مترقی  شده که ادعا داشت رزیم میخواهد او را بکشد) حمایت خود را از وی اعلام داشت.

نقل ار سایت پیک نت  پایگاه توده ای  های  دنبالچه باند خاتمی

انتخاب وزرای کابینه باند شبه اصلاح طلب  هم به داریوش مهرجویی واگذار شد!!

آقای داریوش مهرجویی در گفتگویی از میرحسین موسوی خواسته تا محمدباقر قالیباف را به عنوان معاون اول‌اش انتخاب کند: چون هم مدیر توانایی است و هم محبوبیت دارد و حضور میرحسین موسوی و قالیباف به عنوان دو مدیر پرتجربه، توانا و حاذق به نفع کشور است. او برای هواداری‌اش از میرحسین موسوی، دلایل دیگری هم عنوان کرده: معمار است و اهل عمل و سازندگی. نقاش هم هست و نگاه ظریف، دقیق و حساسی نسبت به مسائل دارد. او همچنین از غلامحسین کرباسچی، معاون اول کروبی هم تعریف کرده، و باز دلایل‌اش این‌هاست: آقای کرباسچی نیز مدیر محبوب وتوانایی است

 

نقد، طنز فيلم شب يلدا *

... با تو رفتم بي تو باز آمدم.

از سر فرودگاه، برو ديوونه!

چه بگويم با من اي خُل چها كردي!

تو مرا با پول او آشنا كردي!

بلاخره انتظار به سر آمد و پس از اختراع هنر هفتم توسط برادران لومير، فيلمي كه جد بزرگ لومير، خواب آنرا در ابتداي قرن نوزدهم ديده بود، توسط بهترين فيلمساز دنيا، ساخته شد. فيلمي به درازاي شب يلدا .

شب يلدا فيلمي است كه تماشاگران ابتداي آنرا با تخمه و آجيل و قاچهاي بزرگ هندوانه شروع مي كنه ولي تمام اين تنقلات به اتمام مي رسه در حاليكه فيلم هنوز ادامه داره !

واقعاً كه شاهكار است. حركت دوربين به قدري در اين فيم تمام زواياي خانه را نشون مي ده كه كه مي شه بدون ديدن خانه از نزديك، اونو قولنامه كرد!

خدا پدر اين گربه ملوس را بيامرزه كه نيم بيشتر فيلم رو پر كرد. احتمالاً مدير توليد تمام تهرون را زير پا گذاشته تا توانسته اين موجود بي شعور زي شعور! را پيدا كنه. بهر حال دست كارگردان هم درد نكنه كه در انتخاب بازيگر كمال دقت و وسواس را به خرج داده!

در فيلم، مردي (حامد) را مي بينيم كه به خاطر وجود مرد ديگر ( آقاي شريف) كه شر همسرش (مهناز) را از سرش كوتاه كرد، روزي دويست و پنجاه و چهار ميليارد بار، خدا را شكر مي كنه، چرا كه اين خونه، جون مي ده كه پريا با بي سليقگي و خيلي مصنوعي پرده هاشو كنار بزنه و در يك روز خوش آب و هواي بهاري، برفهاي تو كوچه رو ببينه! از طرف ديگه اين خونه رو بايد از اول به پريا مي دادند تا توش تدريس خصوصي كنسرت بكنه.

راستي به نظر شما، پريا مي خواست به حامد ساز دهني يادبده يا مي خواست براش نامه هاشو تو صندوق پست بندازه؟! من كه هنوز نفهميدم حامد اين همه مدت پول از كجا مي آورد كه بدون اينكه كار كنه، خرج زندگيشو در مي آورد. شايد هم اين پول از طرف سركار محترم خانم پريا فردوسي استاد بي چون و چراي موسيقي و شاگرد بلافصل موستارت، آهنگساز بزرگ آرژانتيني! بهش مي رسيد ( بين خودمون باشه، شايد هم كارگردان خرجشو تامين مي كرده، البته از جيب مبارك تهيه كننده !)

طرف ديگه، معلوم نشد چرا حامد كه تنها مي رقصه، برف شادي رو سرش مي باره؟ احتمالاً اون موقع برف مي اومده و سقف خونه هم سوراخ بوده؟ نظر شما چيه؟

بهر حال اين فيلم نكات آموزشي هم داشت. يه نكته اينكه، اگر خواستيد مسافرت بريد، يه گربه بزاريد تو خونه تون تا بتونيد كليد خونه تون رو به اونيكه دوستش داريد بديد تا به آكواريومتون آب بده كه علفهاش خشك نشه! البته اگر خواستيد مي تونيد از مسافرت منصرف بشيد و وسط راه هم برگرديد!!! يا اينكه اگه از دست زنتون خسته شديد بفرستيدش يه مسافرت خارج از كشور (البته مواظب باشيد از دسته چك شما استفاده نكنه، چو اونوقت مجبور مي شيد تمام زندگيتونو بفروشيد و بدينوسيله تمام نقشه هاتون، نقش بر آب مي شه!) و به وزارت امور خارجه سفارش كنيد كه نذارند ديگه برگرده!

چطور؟

خلاصه من اون چيزي كه تو فيلم ديدم گفتم، بي قصد و غرض!!! نقد فيلمو مي زارم واسه اهل فن، ولي راست ميگن حرف راست رو بايد از بچه شنيد.

راستي، فيلم بد نداريم، فيلم بي سروته هم نداريم! بازيگر زياد نداريم، كم هم بازيگر زيادي نداريم! گربه وحشي نداريم، گربه بازيگر هم نداريم، پول زياد واسه ساخت فيلم درست و حسابي نداريم، كم پولي هم واسه ساخت فيلمهاي سركاري نداريم! رقص و آواز و موسيقي غير مجاز نداريم، جواز برگزاري كنسرت هم نداريم! خلاصه اينكه ديگه حوصله ديدن فيلم لالايي نداريم !!!

* کارگردان :کیومرث پور احمد

http://www.dostan.net/view.asp?id=50023380899100004

لوریس چکناوران  هم انگار میخواهد دولت خدمت گذاررا بیشتر تیغ بزند

لوريس چكناواريان در گفت وگويي از نهادهاي دولتي خواست تا در توليد كارهاي بزرگ و سمفونيك موسيقي درباره جنگ و دفاع مقدس سرمايه گذاري كنند. وي كه همزمان با برگزاري هفتمين جشنواره موسيقي  نواهاي حماسي و موسيقي دفاع مقدس با خبرنگار ايسنا سخن مي گفت افزود: اگر از سوي دولت يا نهادهايي مثل بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس سفارش كار در زمينه دفاع مقدس داده شود، با كمال رغبت سمفوني بزرگي را در اين خصوص خواهيم ساخت.

 

دایه دایه

علی ناظر

سایت دولتی فارس پیرامون سفر خامنه ای به کردستان گزارش می کند که مردم اين ديار هشت روز ميزباني ايشان را افتخاري بزرگ مي‌دانند. برای اینکه به حد و مرز این افتخار بزرگ بطوری ملموس پی ببریم بد نیست به چند نکته که در عرض یکی دو هفته اخیر گزارش شده است هم توجه داشته باشیم. در پی تقویت خبر سفر، تدابير شديد امنيتي که زندگي روزمره مردم کردستان را مختل ‏کرده ، اتخاذ شده است. پس از اینکه سپاه و بسیج کنترل سنندج، سقز، مريوان را در دست گرفته، به بازداشت ده ها نفر در عرض یکهفته دست زده است. بنا به همین گزارش ها هر100 متر يک ‏پست بازرسي در سطح شهر ايجاد شده است. بقیه را در وبلوگ چپ وراست بخوانید

 

http://chaporast.blogspot.com/2009/05/blog-post_09.html

 

دولت آبادی از انقلاب فرهنگی سروش بد گفت اما یادش رفت نقش سید نبوی پادوی سروش را شفاف کند

...دولت آبادی سپس با لحنی رسا و پرطنین -در ستاد انتخاباتی موسوی - ادامه داد: من نویسنده مملکت ایران هستم. از نظر من انقلاب فرهنگی اقدامی غیرقانونی بوده است و به هیچ وجه مشروعیت ندارد. من به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رای دادم و تنها آن قانون را می پذیرم ( این قانون ارتجاعی  را که خودشان  هم دیگرقبول ندارند)و آثار ادبی و فرهنگی ما باید بر اساس همین قانون مورد قضاوت قرار بگیرد.(این قانون  تابع نظرولی فقیه است ،شما فضولی نکنید)پای این قضاوت هم می ایستیم. انقلاب فرهنگی که شیخ آن دکتر سروش بود تقلیدی مضحک از امری سخیف بود که در چین انجام شده بود. آن انقلاب فرهنگی دامن یکی از چهره های معاصر جهان را برای همیشه لکه دار کرد؛ یعنی مردی که مردم پریمیتیو کشوری را به دنیای بزرگ معرفی کرد، با آن انقلاب در چین به لکه ای سیاه دچار شد. بنابراین تقلید از آن انقلاب تقلید از یک شنائت بود.

 یاد آوری ما: بدون اینکه نیار به توضیح  بیشتر باشد گوشه ای از مصاحبه اخیر ف. تابان در سایت اخبار روز را عینا از آرشیو سایت مذکور نقل می کنم که پیشینه آقای ابراهیم نبوی طنازیکی از گردانندگان روزاون لاین به هنگام سرکوب داشجویان در انقلاب فرهنگیشان را با صراحت می گوید:.

  س: انجمن های اسلامی مستقیما در حمله به دانشجویان شرکت می کردند؟

جواب ف.تابان: تا جایی که من شخصا شاهد بودم، آن ها مستقیما در حملات شرکت نکردند، اما در راهنمایی اوباش و یورش گران و شناساندن دانشجویان فعال به آن ها نقش مهمی داشتند. در بسیاری از دانشگاه ها آن ها مستقیما در سرکوب شرکت کردند. بسیاری از اصلاح طلبان فعلی از جمله همین آقای ابراهیم نبوی در شیراز، عباس عبدی، علیرضا علوی تبار و دیگران در تهران، در سرکوب دانشجویان مستقیم و یا پشت پرده دخالت داشتند

پاسخي به نامه بهمن قبادي درباره ركسانا

البته گمان بنده اين است که احتمالا شما اين فِس‌ناله‌ها را براي جلب توجه دوستان آن سوي مرز کرديد نه کمک رساندن به خانم صابري.

اين نامه دردفاع از رکسانا صابري نيست و نفعي هم براي او ندارد، چه بسا ممکن است بر ناراحتي وي نيز بيافزايد. زيرا شما انقدر از خودتان نوشته‌ايد که ديگر چيزي جز يک اسم از رکسانا صابري باقي نمانده است.

برادر عزيزم! اينکه انساني در زندان است بسيار غم‌انگيز و ناراحت کننده است، ولي ابدا مهم نيست که چشمانش ژاپني است !!! و شناسنامه اش آمريکايي!!!! ولي ظاهرا براي شما مهم است....

برادر عاشق جشنواره‌هاي خارجيِ من! آيا ارزشش را دارد؟! کاش به قول خودت رکسانا ازايران مي-رفت تا هم اسير نمي‌شد وهم ما فرو ريختن تو را نمي‌ديديم... اما نه! اگر رکسانا صابري رفته بود و اسير نمي‌شد، ممکن بود تا سالها و شايد هم هرگز چنين موقعيتي به دست نمي‌آوردي تا از آن براي خود محملي بسازي و بار ديگر جواز ورود و کسب موفقيت در جشنواره‌هاي مطرح جهاني را پيدا کني.

آقاي بهمن قبادي عزيز فراموش نکنيد، که اگر چيزي شديد (علاوه بر تلاش خودتان) به واسطه حمايت‌هاي مداوم انجمن سينماي جوان جمهوري اسلامي ايران، حوزه هنري و بنياد سينمايي فارابي بود، ... اين را از ياد نبريد و بعد از اين هم بد نيست، در فرصت‌طلبي کمي تامل کنيد...

حسين تفنگدار -انتخاب از سایت های داخلی-

توقف موقت سایت گزارشگران

 فعالیت سایت مترقی ومسئول گزارشگران  بطور موقت متوقف شده است. امید داریم هر چه زودتر  این سایت پر بیننده فعالیتش را از سربگیرد، برای بهروز سورن وهمراهانش موفقیت بیشتر آرزو می کنیم. اطلاعیه گزارشگران را در این ارتباط بخوانید:

http://www.gozareshgar.co

مجید خوشدل

  رسانه

به همراه اظهارنظر رسانه هایانتگراسیون، پژواک ایران، سینمای آزاد، ایران تریبون، شورای کار

 

سایت انتگراسیون- حنیف حیدرنژاد. پژواک ایران- ایرج مصداقی. سینمای آزاد- بصیر نصیبی. ايران تريبون- صلاح ايراندوست. شورای کار- عباس منصوران

تلاش برای یافتن دلایل به بن بست رسیدن ها، مبارزه سیاسی و فرهنگی در چند جبهه، اطلاع رسانی و روشنگری، و نیز بازیافتن هویت مخدوش شده جامعه تبعیدی، اگر یک روی سکه تولیدات رسانه ای در تبعید را توضیح دهد، روی دیگر سکه چرک و خون زخم‌های ناسور شده پیکری فرتوت است؛ انعکاس عملکرد سی سال شکست سیاسی، و بازتاب رویکردی ست که ریشه در فرهنگ استبدادی این بخش از جامعه تبعیدی داشته است.

آشنایی با این بخش از رسانه های تبعیدی موضوع نوشته حاضر است. تلاش اجتماعی حاضر با کمک برخی از مدیران رسانه های تبعیدی انجام گرفته است. اما در آغاز گوشه ای از عملکرد رسانه های مخرّب را به پرسش می گیرم:

چرا بخشی از رسانه های ایرانی که با صفت اپوزسیون رژیم اسلامی فعالیت می کنند، هنوز در شکل و محتوا با مفهومرسانه سال‌های نوری فاصله دارند؟

چرا این رسانه ها به جای آگاهی دادن از فعل و انفعالات واقعی جامعه ایران در داخل و خارج، هر کدام گوشه خلوتی  را گرفته اند و به بازی‌ اینترنتی مشغول شده اند؟

چرا اغلب تولیدات رسانه ای در اطاق های در بسته تولید می شوند؟

چرا رویکرد اندیشه انتقادی و جایگاه والای پرسش، جای‌اش را در این رسانه‌ ها به حذف اندیشه و رواج فرهنگ تملّق و چابلوسی داده است؟

بقیه این گزارش را در سایت گفتگو بخوانید

http://www.goftogoo.net

اعلام موجودیت شورای حمایت از دستگیرشدگان اول ماه مه ایران

 

بنابر گزارشات و خبرهای مندرج در رسانه های جمعی،  نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی  در مراسم روز کارگر امسال در پارک لاله تهران به شرکت کنندگان و نیز مردم رهگذر  طی یک هجوم وحشیانه اقدام به ضرب و شتم و دستگیری بیش از 200 نفر از تظاهرکننده و نیز سایر اقشار مختلف مردم بی اطلاع ازاین گردهمائی  نمودند. طبق اخبار مننشره تا کنون درحدود 45 نفر پس از چند روز بازداشت و بازجوئی و آزار سرکوبگران وزارت اطلاعات و دادستانی انقلاب آزاد شدند.اما هنوز تعداد بیش از 150 نفر  تحت بازجوئیهای وحشیانه رژیم جمهوری اسلامی قرار دارند . حتی با تلاشهای مختلف و مستمری  که از سوی بستگان دستگیر شدگان  صورت گرفته است، هنوز هیچگونه خبری از محل نگهداری و بازداشت بسیاری از دستگیر شدگان بطور رسمی از سوی مقامات قضائی و انتظامی جمهوری اسلامی اعلام نشده است.در میان دستگیر شدگان تعدادی معلم، دانشجو ، کارمند ،پرستار و نوجوان رهگذر از پارک یا حوالی پارک لاله مشاهده شده است که برخی از آنان در زندان اوین و سلولهای انفرادی محبوس و بلاتکلیف میباشند

بقیه این اطلاعیه را در سایت ایران نیوز رپرت بخوانید.

http://www.irannewsreport.com

حرف آخر

همانگونه که بارها یاد آوری کردیم شرایط کنونی ما به گونه ایست که  انتشار مطالب ما به 8 بخش محدود است به همین دلیل این بار نیز چند مطلب انتخابی را نتوانستیم منتشر کنیم ،دنباله فیلمنامه هیروشیما عشق من هم به شماره بعد موکول شد. چند نوار ونشریه هم به صندوق پستی سینمای آزاد رسیده که معرفی آن را موکول می کنیم به شماره بعد. همین جا وصول نمایشنامه رادیویی شازده کوچولو از سنت اگزوپری که سهراب اخوان آن را تهیه وکارگردانی کرده ونشریه طنز پشمک از کانادا ونشریه های حقیقت(ارگان حزب کمونیست ایران) ،طوفان، وطرح نو را ضمن سپاسگذاری اعلام می کنیم.