You should install Flash Player on your PC

زیر ذره بین / شماره 33

 آرشیو

 خانه نخست

      

ویژه نامه ی  نشریه سینمای آزاد همراه با قیام مردم ایران

و

 درراه سرنگونی نظام پوسیده جمهوری اسلامی

________________________________________________________

سر مقاله

ارتجاع  با ماسک سبز

  رنگ سبز رنگ طبیعت است رنگ شادی است رنگ بهار است گاه در مکالمات روز مره هم کار برد دارد -سبز باشی، سر سبز باشی -.

احزاب وجریان های سیاسی هم که برای پاکیزگی محیط زیست طرح وبرنامه ای دارندو نگران گسترش پروژه های اتمی هستند همین رنگ را به عنوان سمبل برای روش حزب ویا جمعیت خود انتخاب می کنند. زمانی که موسوی نخست وزیر نظام جمهوری اسلامی وشریک رژیم در قتل عام دهه 60 وعضو دائمی تشخیص مصلحت نظام با شال سبز در حلقه خودی ها وارد شد تا مردم رابه پای صندوق رای بکشد رنگ سبزرا  به وسیله تبلیغاتی خود تبدیل کرد. او هدفش این بود که با توسل به این رنگ وابستگیش به پیغمبرشان را به رخ رقیب بکشد. اما موسوی که خود با پذیرش شرکت در انتصابات نمایشی و با قبول ولایت فقیه -یعنی نظامی که مردم را گوسفند وخود را شبان می پندارد- التزام به قانون اساسی ارتجاعی ج. اسلامی، تمکین به حکم حکومتی، کاندیدایی بود پایبند به غیر دمکراتیک بودن این خیمه شب بازی. به شرطی که خودش سر از صندوق در می آورد ،این نمایش خیلی هم جذاب وتماشایی بود اما غافل از اینکه رهبرفرزانه او وفرماندهان سپاه نظامش قصد دیگری در سر می پروراندند- حذف او ودیگر همپالگیهایش از قدرت-

این چنین بود که موسوی در مسیری قرار گرفت که راه بازگشتش با مشکل مواجه شد.  این مردم بودند که با عبور از وی وعبور از نظام ،موسوی ودار دسته اش را هم به بن بست کشانده اند.

 نتیجه هر انتصاباتی در ج. اسلامی باطل بوده وخواهد بود ، شرکت وسیع در برنامه های نمایشی که از ترس حکومت و یاتاثیر پذیری از جو ویا شگرد ویا هر منظور دیگری باشد انتصابات را تبدیل به انتخابات نمی کند.اما باند امتحان پس داده  های دوم خردادی و لابی های پنهان وآشکار خارج از کشوری آنان میخواهد به اروپا بقبولانند که اگر مقدمات حذف فقط احمدی نژاد را فراهم کنند هم نظام مقدس پیرو اندیشه های مخرب وفاشیستی امام جماران حفظ می شود وهم منافع سرشار آنها همچنان به جیبشان سرازیر می شود  و تظاهراتی که اینها با بودجه قابل توجه برگذار می کنند هزینه اش را همین احزاب وهمین سازمان های اروپایی تامین می کنند.برای نمونه تظاهراتی در بروکسل*( سخنرانان نسیم خاکسار وعلامه زاده وبا غیبت بدون توضیخ وناگهانی محسن مخملباف*) رادیو فردا ،بی، بی ،سی ویس امریکا ودویچه وله سایت های روزی اون لاین،پیک نت، باند ودار ودسته فرخ نگهدار، بهنود ونوشابه امیری؛ هوشنگ اسدی،  سازگارا، مخملباف وماله کش دلال صفت دوم خردادی ها علیرضا نوری زاده هم مثل همیشه در خدمت هستند. در این شرایط سرنگونی طلبان وظیفه مهمی بعهده دارند وسینمای آزاد به سهم خود با همین امکان محدودی که دارد همراه مردم زجر کشیده ای خواهد بود که میخواهند بساط رژیم سفاک ج. اسلامی را برچینند. در این شرایط حساس سینمای آزاد یک ماهنامه سینمایی / سیاسی به شیوه همیشگی نخواهد بود. در این وِیژه نامه هم فقط بخش خبرهای هنر وسینما را حفظ کرده ایم ودیگر قسمت را متوقف نموده ایم. ما ماهی یکبار منتشر می شویم ونمیتوانیم اخبار فوری روز را باز تاب دهیم. ویژه نامه ما مجمو عه ای خواهد بود از اعلامیه ها ،اطلاعیه  ها ومقالاتی که طول یک ماه در جهت افشای جنایت های کلیت نظام جمهوری اسلامی و نمایاندن چهره واقعی ارتجاع زیر ماسک سبزمنتشر می شود.البته حجم مطالبی که ما طالب آنیم خوشبختانه گسترده است وما قادریم فقط بخش محدودی از این مطالب را منتشر کنیم و امید این که مردم مصمم وبپا خاسته ما با اراده قوی خود هر چه زود تر این نظام خودکامه واصلاح ناپذیر را ساقط کنند.بصیر نصیبی

توضیح ضروری

 *سایت توده ای های اصیل پیک نتی  عنوان صف سبز از دوبی تا بروکسل را برای اجتماع آنها انتخاب کرد و در گزارشی از این برنامه قید شد که مخملباف به دلیل تکنیکی! غیبت کرد البته پرس وجو کردیم بلند گو نقصی نداشته! است. دلایل تاکتیکی شاید واژه مناسب تری باشد. اما ایشان  خیلی باید از سر به راهی جمعیت مطمئن باشد تا افتخار حضور بدهد. بعداز انتشار نامه سرگشاده 50 شخصیت سیاسی /هنری و...دیگر بعید است او آفتابی بشود هر چند شنیده ایم میزان وقاحتش حد ومرزی ندارد.

مسئولیت رهبران ارتجاع به رنگ سبز در جنایت های رژیم -پژوهش ایرج مصداقی-

 

http://www.irajmesdaghi.com/pfiles/ghatle%20ame%201367.pdf

بخش هایی ازنامه زنده یاد سعیدی سیرجانی به خامنه ای قاتل هزاران زندانی  سیاسی

..فرموده بودید چرا این همه مزایای حکومت اسلامی را ندیده ‏ام و به تمجید نپرداخته ‏ام. این وظیفۀ اخلاقی را شاعران و ‏نویسندگان محترمی که با چرخشی ناگهانی در سلک هواداران ولایت فقیه درآمده ‏اند بهتر و موثرتر انجام می‏دهند. ‏وانگهی رژیمی که علاوه بر فرستنده‏ های رادیویی و تلویزیونی هزاران مسجد و منبر و مجلس را در اختیار دارد، چه نیازی ‏به مدیحه ‏سرایی مطرودان دارد، به خصوص نویسنده کج‏ سلیقه‏ ای که هرگز در مدح هیچ امیر و حاکمی قلم نزده است.‏ جناب آقای خامنه‏ ای،. اگر هوس جاه و منصب داشتم ‏در سال 57 دعوت وزارت را با سرعت و صراحت رد نمی کردم، و اگر در طمع مال و منال بودم مجبور نمی ‏شدم درین ‏سالهای پیری و ممنوع‏ القلمی خانه مسکونیم را که تنها مایملکم در پهنه جهان بود بفروشم و صرف معاش کنم. ‏آدمیزاده‏ ام آزاده ‏ام و دلیلش همین نامه، که در حکم فرمان آتش است و نوشیدن جام شوکران، بگذارید آیندگان بدانند که ‏در سرزمین بلاخیز ایران هم بودند مردمی که دلیرانه از جان خود گذشتند و مردانه به استقبال مرگ رفتند

موفقیت مقاله  لیلا قبادی سینماگر ونویسنده ایرانی مقیم کانادا

مقاله اخیر لیلا قبادی که به دلائل شرکت نکردنش در انتخابات اخیر ایران به عنوان یک زن و هنرمند ایرانی‌ می‌‌پردازد در روز ۲۰ ژون توسط مهم ترین و پر خواننده‌ترین نشریه اینترنتی چپ‌های امریکا" رویای مشترک به چاپ رسید و در یک هفته اول در صدر لیست پر خواننده‌ترین مقاله سایت قرار گرفت و بهانه جدی برای خاندنگن شد که به صورت زنده به گفتگو و پیام گذاری در باره مسائل اخیر در ایران بپردازند. مقاله به سرعت در بسیاری از سایت‌ها ، بلاگها و تویتر در سراسر دنیا از هلند تا هند و لهستان (ترجمه در مجله Forum) به چاپ رسید و بیشتر از ۹۰۰ هزار نفر مقاله را در کمتر از سه هفته خوانده و نظر دادند.

برای خواندن این مقاله (به برای انگلیسی دانان) سایت " رویای مشترک" یا وبلاگ لیلا قبادی( نویسنده و مستند ساز ایرانی‌ مقیم کانادا) مراجعه کنید؛

http://www.commondreams.org/view/2009/06/19-11

http://www.banoufilm.blogspot.com/

عشق را ...

 

عشق را در خیابان ها به رگبار می بندند

فرزندان عشق را می کُشند و می کُشند

اما اگرعشق را بکاریم و نگذاریم دروش کنند

درخت تنومندی می شود و تمامی گیتی را در بر می گیرد

میوه های این درخت، پربارتر از همیشه

جایی برای تنفر و سیاهی باقی نخواهد گذاشت

و زین پس، من و تو بیش از پیش جان می گیریم

و دوباره ما عشق را می کاریم و می کاریم

تا عشق را در خیابان ها به رگبار نبندند

                                    پروانه قاسمی 10 ژوئیه 2009


بخش هایی از مطالبی که در سایت های دیگر منتشر شده است

 

* رسانه های آلمان: مرکل خواستار شمارش مجدد آرا شد

ژورنالیست: ولی نه مردم ایران!

 

مردم ایران خواستار شمارش مجدد آرا نیستند. آنها آزادی، دمکراسی و حقوق بشر می خواهند. آنها دیگر نمی خواهند جمهوری اسلامی و حکومت دینی داشته باشند. آخر این دولت های غربی کی می خواهند این موضوع را دریابند؟ چه کسی جان خویش را قربانی می کند تا آرای انتخاباتی دوباره شمرده شوند؟! خوب گوش فرا دهید مردم در خیابان های تهران و دیگر شهرهای ایران به چه فرا می خوانند. به چند شعار آن ها توجه کنید:

مرگ بر دیکتاتور! آزادی برای ایران! نترسید/ ما همه با هم هستیم! زندانی سیاسی آزاد باید گردد! آزادی بیان، آزادی فرهنگی برای ایران! انتخابات آزاد برای ایران! می جنگم، می میرم، رأیمو پس می گیرم! صدا و سیمای ما، ننگ ما، ننگ ما! ما شیشه شکن نیستیم، بت شکنیم!

کی و کجا مردم ایران گفتند به خاطر شمارش مجدد ایران به خیابان ها ریخته اند و حاضرند جان خویش را برای آن فدا کنند؟

مردم ایران را تنها نگذارید! این رژیم، رژیم خودکامه و اسلامی، امروز یا فردا دیگر نخواهد بود. درست مانند بقیه رژیم های ایدئولوژیک. اما مردم ایران هرگز فراموش نخواهند چه کسی به یاری آنها برخاست و چه کسی چنین نکرد.

 www.alefbe.com

10 درحواست حزب کمونیست کارگری

بازداشت و محاکمه علنی آمرین و عاملین کشتارهای اخیر و کلیه جنایات جمهوری اسلامی در سی سال گذشته

           

 *آزادی زندانیان سیاسی 

 *لغو مجازات اعدام   

 *لغو حجاب اجباری و جداسازی جنسیتی

 *لغو کلیه قوانین ضد زن و تبعیض آمیز علیه زنان. برابری کامل حقوق زن و مرد      

 *جدائی کامل مذهب از دولت، از سیستم قضائی، و از آموزش و پرورش. آزادی کامل مذهب و بی مذهبی بعنوان عقیده و امر خصوصی افراد

 *آزادی بی قید و شرط عقیده، بیان، اجتماعات، مطبوعات، تظاهرات، اعتصاب، تشکل و تحزب  

 *برسمیت شناسی حقوق مساوی برای همه شهروندان ایران مستقل از مذهب، زبان، و یا قومیت و ملیت

* محاکمه آیت الله ها و مقامات حکومتی و ایادی آنان بجرم غارت و چپاول اموال مردم و باز پس گرفتن اموال غارت شده از آنان

9

 *تامین و تضمین یک زندگی مرفه و منطبق بر آخرین استانداردها و امکانات در پیشرفته ترین جوامع برای همه شهروندان. افزایش فوری حداقل دستمزد و حقوق به یک میلیون تومان.

            

* خرد جهانی که در برابر اینهمه ریاکاری سردرگم گشته

سایه سعیدی سیرجانی

بازی رهبر تراشی پس از مرگ خمینی، بازی اصلاح طلب سازی برای بازاریابی خارجی و چهره شیادی چون محمد خاتمی را با عنوان رییس جمهور منتخب بزک کردن، همه و همه برای سرکوب آن انفجار داخلی جامعه ایران صورت گرفت وبس. با هر روشی که امکانش برایشان بود: تبلیغات ، قتل، افترا و تفرقه انداختن در جامعه، همزمان گسیل داشتن نمایندگان به عنوان البته کارگردان سینمایی و فعال البته فرهنگی... آمدن خاتمی اوج این شیاد بازار بود. نمی دانم این " خرد جهانی" چطور آمادگی این فریب خوردن را داشت. نامه های سرگشاده بین دایره دوستان داشت پخش می شد بیدار شدن جامعه ای زخمی و در خفقان نگاه داشته از هر روزن کوچکی امکان پذیر می توانست باشد که آمدند تا زمزمه ها کمکی علیه خاتمی شروع شد بازی روزنامه خود ساخته رژیم به نام سلام را راه انداختند و با استفاده از معاون همیشگی طرح ها : نهضت البته آزادی! شروع به حرکت جامعه را مهار زدند. یادمان باشد برای خوراک تبلیغاتی خارجی استفاده از نام روزهای خوب اثر بخش هست مثل بیست و دو خردادی که ساختند این بار هم هیجده تیر را ساختند.

اینجا صدایی که شنیده نشد صدای ملت ایران بود.  ادامه مطلب را در سایت پژواک بخوانید 

 http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=12993

 

* تاکتیک انقلابی و استراتژی رفرمیستی

 جدا شده از مقاله رامین کامران

بزرگترین قربانی حوادث اخیر ایران اصلاح طلبی بود كه بالاخره به دست حكومت شهید شد و دلبستگان را داغدار و پریشان حال نمود. حیات چند سالهٌ این موجود صرف این شد كه مردم را از هر مبارزهٌ جدی باز بدارد و در این راه به قاعدهٌ تناسخ از كالبدی به كالبد دیگر رفت. اولی با عمامهٌ كوچك مدل سیمون دوبووآر به میدان آمد كه هم آشنایی با فرهنگ غرب و هم روشنفكریش را یكجا نشان داده باشد. بعدی با عینك سردماغی جلوی احمدی نژاد عرض اندام كرد تا همه ملتفت شوند كه باسواد است. آخر هم نوبت رسید به تیپ ارائه دادن نخست وزیر سبزرنگ در مقابل رقیب خرافاتی و جلنبر، لابد به این امید كه طرف فكر كند با امام زمان طرف است و جا بزند كه نكرد و نزد. آن آخوند لری هم كه عمامهٌ پلیسه سر میگذاشت از اول تا به آخر نخودی ماند. در اینجا دیگر داستان ما به سر رسید و اصلاحات به جایی نرسید ولی مشكل اینجاست كه جسدش هنوز روی دست ما مانده.

 همه مطلب را در ایران لیبرال بخوانید

(سایت ایران لیبرال) http://www.iranliberal.com

 

جنبش و اپوزیسیون

جدا شده از مقاله اسد سیف وباقر مرتضوی

...ما شیفته کمّیت شده‌ایم. فکر می کنیم صف میلیونی، حقانیت داشته، فکر والاتری دارد. در ذهنِ ما نمی گنجد که کمّیتِ بی‌کیفیت می تواند راه به ناکجاآباد داشته باشد. ذوق‌زده شده‌ایم از این‌که صف‌های تظاهرات در خارج از کشور به چندین هزار نفر بالغ شده است. به کیفیت این تظاهرات نمی خواهیم بیندیشیم. ما مقهور "توده" شده‌ایم و به "توده‌گرایی" فرو غلتیده‌ایم.

کشتن انسان به هر بهانه‌ای جنایت است. "مرگ بر جمهوری اسلامی" اما کشتن کسی نیست، آرزوی مرگِ یک نظام جبار است، آرزوی مرگِ دیکتاتوری، فاشیسم و یک حکومت توتالیتر در عصر حاضر است. به این شعار باید از همین زاویه نگریست. عوام‌فریبی و خلطِ مبحث است که این شعار را در کنار "لغو حکم اعدام" و کشتن انسان، با آن بسنجیم و از آن، جنایت را نتیجه بگیریم.

حق طبیعی هر کسی‌ست که تظاهراتی را سازمان دهد و حرف خویش و یا سخن جمعی را بیان دارد. هر کس حق دارد در تظاهراتی شرکت کند و یا از حضور در آن دوری گزیند. جز چند تظاهرات که بیشتر از سوی دانشجویان سازماندهی شده بود، نخستین ضعف بیشتر تظاهرات در بی‌هویتی آنان بود. برای نخستین بار در خارج از کشور، همزمان در چندین شهر از کشورهای غربی فراخوانِ اعتراض به نتیجه انتخابات با امضای "جمعی از ایرانیان..." منتشر شد. هویت فراخوان دهندگان بر کسی معلوم نیست. شعارها و قطعنامه‌ها واحد بودند. گردانندگان اجازه نمی دادند شعاری علیه جمهوری اسلامی، علیه ولایت فقیه و یا قانون اساسی داده شود. به هیچ پرچم و یا شعاری جز شعارهای خویش اجازه حضور نمی دادند. شعارهای انتخاب شده خودشان، از میان بی‌بو و بی‌خاصیت‌ترین شعارهای داخل کشور انتخاب شده بود. سازماندهندگان در شرایطی که در داخل کشور مردم عکس‌های خامنه‌ای را به آتش می کشیدند، حتا حاضر نبودند صفت دیکتاتوری را برای او به عنوان ولی فقیه به کار گیرند. دیکتاتور برای آنان برابر بود با احمدی‌نژاد. آیا نباید شک کرد بر این رفتار؟... ادامه را در پژواک ایران بخوانید.

http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=12993

 

*دنباله روی کور کورانه

جدا شده از مقاله محمود راسخ

آغاز جنبش نوین مردم ایران که حلقه‌ای است از مبارزه‌ی دیرپای مردم این مرز و بوم برای استقلال، آزادی، دمکراسی، ترقی و پیشرفت که مناسبت آن تقلب روشن و آشکاری بود که به دستور خامنه‌ای در نتیجه‌ی انتخابات انجام گرفت و احمدی نژاد نامزد محبوب او را، کسی که فهم و شعورش اگر از رهبر عالیقدر بیشتر نباشد در حد اوست، از صندوق‌های آرا بیرون آورد، موجی از حرکتی اعتراضی در ایران و تحت تاثیر آن در خارج از کشور پدید آورد. البته، تقلب در انتخابات فقط عامل یا تلنگری بود که چون جرقه‌ای که به انبار باروت سرایت کرده باشد آتش جنبش اعتراضی مردم را برافروخت، ولی علت آن نبود. علتِ جنبش نوین مردم ایران که بی شک به سرنگونی این نظام خواهد انجامید، سی سال حکومت خودکامه‌ی نظام اسلامی است که مملکت را روز به روز بیشتر و سریعتر به پرتگاه نابودی سوق داده است...

همچنین پیدا بود که سه نامزد معترض، موسوی، کروبی و رضایی برای زمان درازی در صحنه‌ی مبارزه‌ی مردم باقی نخواهند ماند. زیرا آنان خواهان حفظ نظام‌اند و بارها آن را تکرار کرده‌اند و نشان داده‌اند که آنجا که موجودیت نظام مورد تهدید جدی قرار گیرد آنان جانب حفظ نظام را خواهند گرفت و دست به هیچ اقدامی نخواهند زد که موجودیت آن را تهدید کند و رفته رفته به سکوت گراییده و صحنه را ترک خواهند کرد.

آقای مخملباف که به ناگهان تبدیل به یک کنشگر فعال سیاسی شده‌اند و در فرستنده‌ها و رسانه‌های جمعی گوناگون در خارج از کشور، پارلمان اروپا و غیره ظاهر می‌شوند و به گونه‌ای به عنوان سخنگوی جنبش درآمده‌اند یا سعی می‌کنند خود را تبدیل به آن کنند، نماینده‌ی رسمی آقای موسوی در خارج از کشورند و کسانی که جریان‌ها و وقایع ایران را دنبال می‌کنند از نامه‌ی ایشان به آقای موسوی و انتصاب ایشان به ریاست جمهوری، (انتصاب به این دلیل که اگر در انتخابات تقلب شده است نتیجه‌ی انتخابات هر چه باشد جنبه‌ی قانونی ندارد و باطل است و نمی‌تواند برنده‌ای داشته باشد) و این که از آقای موسوی خواستند تا ایشان فرمان دهند تا مردم اجرا کنند آگاهند. و بسیاری از سازماندهندگان تظاهرات‌ها و اجتماعات در شهرهای مختلف در اروپا و آمریکا از پیروان سیاست‌های ایشان می‌باشند.

آن چه برای من هراس‌آور است مشاهده‌ی دنباله‌روی کورکورانه‌ی دیگران، و در حال حاضر این دیگران بسیارند، از حوادث و وقایع و تکرار اشتباهات انقلاب ۵۷ است بردارندm.rassekh@t..

-online.de

www.akhbar-rooz.com

 

 سیروس کار

* ترور علیه ترور، جنگ علیه جنگ

 رژیم ج اسلامی در همان روزهای اول پس از قیام به مردم ایران اعلام جنگ داد. این اعلام جنگ به شکل حمله به دستاوردهای قیام, ترور و هجوم نظامی به کردستان و سایر خلقهای ایران, بمب گذاری و به آتش کشاندن دفاتر و تشکلهای دموکراتیک ومستقل غیر دولتی, حمله به تجمعات کارگری, زندان و شکنجه اعمال گردید.رژیم ج.اسلامی در طی حیات خود برای اعمال سیاست سرکوب و وحشت از همه ابزارهای قانونی و غیر قانونی و از مخرب ترین باندهای آدمکش بهره برداری کرد.

سیاست گذاران رژیم از راست ترین تا به اصطلاح لیبرال ترین بخش آن با قاطعییت برای رژیم برنامه ریزی کردند. تعدادی کت و شلواری و کراواتی آگاهانه برای ملایان قانون اساسی ج اسلامی را تدوین کردند.آنها خود را آزادیخواه و لیبرال و دموکرات مینامیدند. اگر آنها هنگام تدوین یک بند قانون اساسی میخواستند حد اقل یک دقیقه به مغزشان فشار بیاورند می توانستند بفهمند که جمهورییت در کناررهبرو فقیه مفهومی جز همان حکومت مطلقه  نخواهد داشت. این آقایان خود نیز  بعدها قربانی حماقت و مداراگری با ملایان گشتند.

رژیم برای اجرای سیاست سرکوب به دنبال تدوین قانون اساسی از انواع باندهای  ارازل و اوباش متشکل در سپاه, بسیج, باندهای حزب اللا, ثاراللا و سایر باندهای قانونی و غیر قانونی  استفاده کر د با اعمال سیاست ترور و تهدید بیش از سیصد و هشتاد و پنج سندیکا و اتحادیه کارگری در سرتاسر ایران به تعطیلی کشانده شدند. انجمنها و ارگانهای مردمی مستقل از حاکمییت که با استفاده از فضای دموکراتیک پس از قیام شکل گرفته بودند به تعطیلی کشانده  شدند. همه احزاب شرکت کننده در قیام سال پنجاه وهفت که بیشترین و رادیکال ترین نیروهای اجتماعی را در خود متشکل کرده بودند غیر قانونی اعلام شدند. با اعلام انقلاب فرهنگی دانشگاهها که سنگر مبارزه علیه دیکتاتوری بود وحشیانه سرکوب و برای مدت بیش از سه سال بسته شد. درطی  جنگی که رژیم به توده ها اعلام کرد تا کنون که بیست و هشت سال از آن میگذرد صدها هزار انسان کشته شدند.

 هنگامی که صدها هزار انسان  در زندانها در دفاع از صلح و آزادی کشته  میشدند صدها هزار انسان دیگر  به دنبال جنگ طلبی رژیم در مرزهای عراق نابود میشدند. حدود بیش از شش میلیون ایرانی مجبور شدند کشور را ترک کرده و به  سرزمین امن تری پناه ببرند. شدت  مهاجرت ایرانیان در تاریخ  دنیا بی سابقه است.

پس از گذشت بیست و هشت  سال و با توجه به اینکه نسل قیام سال پنجاه وهفت اکنون در فعل و انفعا لات داخل ایران نقش مستقیمی ندارد  شاهد هستیم که رژیم با داشتن انواع و اقسام ارگانهای قانونی و غیر قانونی مانند پلیس و دادگاهایش و اینبار آشکارتر و جسورتراز گذشته دست به آدم ربائی میزند. نقابداران مسلح  رژیم در انظار عمومی در مقابل چشم کودکان پدران و مادران و عزیزانشان را قصاص میکنند. رژیم اگر چه در گذشته و به دور از چشم مردم و در زندانها جنایت میکرد امروزه در ملاع  عام وحشت ایجاد میکند.  ابعاد سیاست ترور و وحشت  سالهاست که به خارج از کشور کشانده شده و تا کنون دهها نفر قربانی تروریستهای رژیم ج اسلامی  گشتند. میکونوس تنها یکی از جمله ترورهای وحشیانه رژیم  در پوشش سرویسهای امنییتی درآلمان بود.

 کشته شدن مخالفین توسط تروریستهای رژیم در اروپا اتفاقی نیست. رژیم بدون برخورداری از حماییت گسترده توانایی زدن حتی یک گنجشک را در اینگونه کشورها را ندارد تا چه برسد به ترور و ضرب و شتم مخالفین. سیروس کار  2007 اوت

 

ادامه مطلب را در سایت گزارشگران بخوانید

http://p111272.typo3server.info

 

از طریق ایمیل دریافت کردیم

چماقدار وسینماگر جانشین از سوابق همراه سابق خودمیگوید!! 

اما مخملباف هم سلوك كرده، امروز كه اور را بر مونيتور رسانه‌هاي خارجي مي بينم، ياد حرف‌هاي يوسف مي‌افتم كه خودش به من مي‌گفت مخملباف ترك موتور مي‌نشست و......به جان مردم مي‌افتاد

اين روشنفكر امروز زماني مي‌خواست نارنجك به دور كمر ببندد و مهرجوئي را منفجر كند و اما امروز...

از گفته های مسعود ده نمکی

 

* آنفولانزاي آخوندي! یک نوشته طنز آمیز

 عامل بيماري: ویروس، نوع سرسفيد و سرسياه

ميزان خطر: مسري وکشنده، ويرانگرتر ازحمله اسکندر و اعراب و مغول

علائم بيماري: خفقان، سانسور، حبس، شکنجه، اعدام، سنگسار

کشور محل ظهور: ايران   

کشورهاي آلوده: عراق، لبنان، غزه، سودان، افغانستان، پاکستان، عربستان، مصر و..

ريخت شناسي ويروس: معمولا فربه و پشمالوهستند اما ريخت کوسه هم در بين آنها وجود دارد.

ساختمان ويروس: اين ويروس ها اشکال انحطاط يافته انگل هاي داخل سلولي هستند.

ناقل بيماري: عنکبوت پا کودتاي استبداد         

دوران نهفتگي: اين ويروس ساليان متوالي،از ظهور اديان تاکنون،مي تواند نهفته بماند.

واکسيناسيون، طريق پيشگيري، و پادزهر: دمکراسي

تاريخچه: ويروس اين بيماري دردوران معاصر اولين بار توسط انگليسي ها  در انقلاب مشروطه براي مقابله با آزاديخواهان فعال شد. سپس برعليه مصدق  بکار گرفته شد. بعدها آمريکايي ها براي مقابله با کمونيسم از آن استفاده کردند.

طريق تشخيص: اين ويروس با فريب عموم در ظاهربا آنتي ژن هاي نوع آ مريکايي و انگليسي جنگ دارد اما درعمل و پشت پرده با آنها مذاکره و معامله تجاري مي کند.

طريق فعال شدن: اين بيماري در کشورهايي که دچار بيماري مزمن ديکتاتوري هستند به منظورا شاعه جهل و عقب ماندگي در سلول هاي بیمار فعال مي شود و همزمان درخلاء نبود گلبولهاي سفيد مترقي و آگاه که به حبس افتاده اند در يک فرصت شش ماهه به شدت رشد کرده به تدريج کنترل اندام هاي بيمار را به دست مي گيرد.

 طريق تکثير: پس از فعال شدن، فرمانده ويروس ها خود را ولي و قيم اندام آلوده شده اعلام کرده، با کمک عامل ژنتيکي انصارحزب الله اقدام به ايجاد رعب و وحشت مي کند. سپس براي قلع و قمع سلول  هاي آزاديخواه، لقب های مرتد سلولي و مفسد في اندام را ابداع کرده پس ازبستن گلبول هاي روزنامه اي و سرکوب ژن ها يا احزاب و سازمان ها تشکل هاي مقاوم، از گله حقوق بگيران خود امت درصحنه بوجود مي آ ورد.

 خصوصيات آنتي ژني ويروس: پس ازکنترل اندام هاي حياتي بيمار، ويروس ازيک طرف براي تداوم بقاي خود اقدام به نظارت دائم ي بر کليه امورات سلول ها مي کند و هرگونه ژن هاي مقاوم را به جرم محاربه با ويروس يا اقدام به براندازي ويروس نابود مي کند. سپس ويروس ولي يا قيم براي فريب سلول ها هر چهارسال يکبار ازميان ويروس هاي مورد اعتماد خود  ;چند تايي را مأمور کرده  تا در دادن وعده و وعيدهاي خررنگ کن به سلول ها با يکديگر رقابت کنند. گماشته اي که در گول زدن سلولها راي بيشتري آورد به عنوان رئيس سلول ها منصوب مي شود.

 از طرف ديگرويروس مي کوشد بيماري  خود را به بقيه جهان صادرکند. به اين منظور دست به  سازماندهي و کمک مالي به ويروس ها در ديگر نقاط جهان مي کند تا براي خود سپر ايمني درست کند. علاوه بر آن از همان  ابتداي فعال شدن، اقدام به گروگان گيري ديپلمات يا سلول هاي خارجي از نوع رکسانا یی يکند تا بر سرآنها با اندام هاي فرنگي برسر ويروس هاي اسير خود معامله و اخاذي کند.

اين ويروس در اندام هاي فرنگي ارگانيسم هاي بيشمار رسانه اي بوجود آورده و در کنترل افکارسلول ها ي مهاجر کوشا است. ويروس مي کوشد جو نااميدي و بي تفاوتي ميان سلول هاي تبعيدي بوجود آورد و آنها را ازعفونت بيماري منحرف کرده و به  کسب و کار و زندگي  خويش مشغول سازد. اين ويروس سلول هاي ماده را  نصف سلول هاي نر به حساب مي آورد.                                       

کد ژنتيکي کروموزوم ويروس: اطلاعات ژنتيکي لازم جهت تکثير وير وس ها را رمز گذاري مي‌کند که عبارت است از: بين سلول ها تفرقه انداز وحکومت کن!

طريق کنترل بيماري: مسکن ندارد. التيام پذير و اصلاح پذيرنيست.

انواع ويروس: ياخته‌هاي اجنبي به منظور پيشبرد سياست زد و بند و مماشات، اين ويروس را به دو نوع آ : ميانه رو و یا ب- تند رو، و يا خندان و اخمو تقسيم بندي کرده اند. اوايل  ويروس نوع ب را ويروس بنيادگرا مي ناميدند. سپس نظرشان عوض شد  و آن را ويروس اصولگرا يا محافظه کار ناميدند. درمقابلِ، ويروس نوع آ ن را ويروس اصلاح طلب ناميدند. در سالی که اين ويروس پس ازدادگاه ميکونوس درشرف مرگ بود، ياخته‌هاي فرنگي تحت پوشش حمايت از ويروس نوع آ. ي ا خندان، منافع سرشیرنفتي و گازي به جيب زدند. بخاطرآ ن حمايت ها اکنون اين ويروس به شدت  به طريق  انترگونه اي در ديگر کشورها تکثير شده و درشرف مسلح شدن به ميکرو ارگانيسم هاي اتمي است

پادزهر وکشنده ويروس: گلبولهاي سفيد ستارخاني و باقرخاني

طريق درمان و ريشه کني: پيوستن گلبولهاي دانشجويي و کارگري و معلمي به گلبول هاي ستارخاني و قيام عمومي و جمعي عليه ويروس.

مکانيزم عمل ويروس: بر سه پايه حلقوي زر و زور و تزويرعمل مي کند. ابتدا گلبول هاي سفيد ضعيف را به استخدام خود درمي آورد. سپس بقيه گلبول هاي مقاوم را با خشونت منکوب مي کند. آنگاه عوامل خود را به شکل ضد ويروس جا مي زند و شروع به انحراف يا جذب سايرگلبول هاي فعال ضد خود مي کند به گونه اي که خود سلول ها هم در تفکيک گلبولهاي ضد ويروس از گلبولهاي ويروسي  گيچ شوند.  رمزشناخت گلبول هاي ويروسي اين است که آنها مثل جن از قيام سلول ها و ريشه کني مي ترسند. ماموريت اين گلبول هاي ويروسي دو چيزاست: ا ول مخالفت ظاهري با ويروس،  دوم مخالفت واقعي با گلبول هاي سفيد ستارخاني. گلبول  هاي ويروسي مدام سايرگلبول ها را از ريشه کني و قيام مي ترسانند. ويروس مرتب تبليغ مي کند که اگر ريشه کن شود ويروسي به مراتب بدترشيوع پيدا خواهد کرد. گلبول هاي ويروسي مدام سايرسلول ها را به مدارا، مصالحه، عدم خشونت و پذيرش حاکميت ويروس فرا مي خوانند. اين گلبول ها سعي دارند سلول ها به روزمرگي و خورد و خوراک سلولي خود مشغول باشند و عفونت ويروس را از ياد ببرند.

اخطار سازمان بهداشت جهاني: اگر ويروسي سوار غشاي سلولي خري شد ديگر پايين بيا نيست! يا بايد خربميرد يا ويروس!

 

*سر انجام بهمن نیرومند هم صدای پای انقلاب را شنید!

. بهمن نیرومند، نویسنده و تحلیلگر در برلن، در بارۀ تداوم و شکل حرکت مردم می گوید " مقاومت مردم در ایران به این سادگی ها در هم شکسته نمی شود. نشانه های تحسین برانگیزی از هوش و تخیل در این حرکت ها مشاهده می شود. مثلاً برگزاری تجمع ها در چندین نقطۀ شهر برای پراکنده کردن نیروهای پلیس و لذا کاهش تلفات و بازداشت ها".

اوتفاوت تظاهرات کنونی را با زمان انقلاب در این می بیند که سی سال پیش بسیاری مجهز به ایدئولوژی شهادت طلبی بودند و از فدا کردن خویش ابایی نداشتند. حال آنکه امروز این جوانان زندگی را دوست دارند، پس راه هایی را جستجو می کنند که تلفات و خسارات کمتری را متحمل شوند.

این نویسنده و تحلیلگر تحول شعارهای تظاهرات را به سمت رادیکالیزه شدن می بیند. و علت این امر را مقاومت شدید حکومت در برابر خواست های مردم ارزیابی می کند. او می گوید مردم کم کم از شعار مربوط به انتخابات فاصله می گیرند و کل سیستم را زیر سوال می برند. به نظر او ایران آبستن تحولی است که بازگشت به قبل از تظاهرات اخیر را غیر ممکن می کند. قابل پیش بینی نیست که این تحول در داخل سیستم کنونی انجام خواهد شد و یا از آن فراتر خواهد رفت.

 

اعتراض مرضيه برومند سریال ساز حکومتی به قانون شكنان! سياسي

مرضيه برومند كارگردان سريال هايي چون آرايشگاه زيبا، تا به تا، همه بچه هاي من و...با انتشار يادداشتي، اعتراض خود را به قانون شكناني كه فضاي جامعه را ملتهب كرده اند اعلام كرد.

در بخشي ازاين يادداشت آمده است: آنان كه از فضاي ملتهب كنوني سوءاستفاده مي كنند وبا ايجاد ناامني و آشوب، امنيت همه را به خطر مي اندازند، از ما نيستند و اهداف ديگري را دنبال مي كنند.

برومند در پايان نامه اش نوشته: يقين داريم كه در فضاي آرام، سخن حق بيشتر بر دل ها خواهد نشست و با تمكين به قانون، پي گيري مطالبات ثمربخش تر خواهد بود. پس بارديگر همچون يك خانواده زيرسقف اين خانه با هم به زيبايي زندگي كنيم و نگذاريم اختلاف نظرهاي درون خانوادگي موجب خوشنودي بدانديشان شود.

 توضیح ما :اگر شرایط برگشت مرضیه خانم هم نان دیگری به نرخ روز دیگری تناول می کند!

دعوتی که بی پاسخ ماندوچرا؟ حامیان ریز ودرشت موسوی جواب دهند!

.بدینوسیله ازآقایان میرحسین موسوی، مهدی کروبی ومحمد خاتمی دعوت می کینم تا جهت محکومیت تعرض نیروهای حکومتی به دانشجویان ، بخصوص حمله به کوی دانشگاه و بزرگداشت جان باختگان ۱۸تیر۱۳۷۸و ۲۵خرداد۸۸  و بعیت با ملت ایران و حمایت از آزادی های انسانی و دمکراتیک، حقوق آزادی ، تجمع و تحزب، آزادی قلم و بیان ، آزادی اعتراض و اعتصاب، آزادی اطلاعات و ارتباطات، برابری حقوقی و سیاسی شهروندان وعدم تبعیض جنسیتی، قومی و مذهبی و... درروز پنجشنبه، ۱۸تیر ۸۸درساعت ۹بعد ازظهردرمیدان فردوسی درکنارملت ایران قرارگیرند .

با آرزوی پیروزی ، اتحاد مبارزه پیروزی  جمعی از دانشجویان برگزار کننده مراسم ۱۸ تیر۱۳۸۸" تا این لحظه دعوت فوق پاسخ نگرفته است . ولی همه چشم ها با نگرانی متوجه حوادث قریب الوقوع ایران و خاصه تجمع عظیم ۱۸ تیراست

*سگان ز رد وشغالها در تلاشند کشور های دیگر را همراه خود نشان دهند .

در حالی که فرانسه می گوید محمود احمدی نژاد را به عنوان رییس جمهوری جدید ایران به رسمیت می شناسد، وزارت خارجه ایران( رژیم ولایت فقیه) در اعتراض به آنچه ضرب و شتم جمع قابل توجهی از مردم فرانسه به دست نیروهای پلیس این کشور خوانده، سفیر فرانسه در تهران را احضار کرد.

خبرگزاری فرانسه گزارش می دهد که برنارد کوشنر، وزیر خارجه فرانسه، در جلسه سنای این کشور درباره سیاست دولتش در قبال ایران گفت که شکافهایی در سطح رهبری ایران دیده می شود که به گفته وی، نکته مهمی است.

وزیر خارجه فرانسه این اختلافات را نبرد قدرت خواند، اما اذعان کرد کشورش چاره ای جز به رسمیت شناختن دولت بعدی آقای احمدی نژاد ندارد.

آقای کوشنر گفت: "اگر همه (مقامات) در ایران می گویند فلانی رییس جمهوری شده است، واقعا بیهوده و زیانبار است که بخواهیم به تنهایی در جهت مخالف حرکت کنیم

و این کشور ها ومقامات سیلی نقدرا به حلوای نسیه ترجیح داده اند.

رئيس جمهور روسيه- رئيس جمهور سودان و رئيس دوره اي سازمان كنفرانس اسلامي- رئيس جمهور خلق چين- رئيس مجمع عمومي سازمان ملل متحد- دبيركل حزب الله لبنان- رئيس جمهور لبنان- امير كويت- امير قطر- پادشاه عمان- رئيس جمهور الجزاير- رئيس جمهور بلاروس، پادشاه بحرين- رئيس جمهور ارمنستان- نخست وزير مالزي- رئيس جمهور سريلانكا- دبيركل سازمان كنفرانس اسلامي- رئيس جمهور نيكاراگوئه- رئيس جمهور افغانستان- نخست وزير كامبوج- رئيس جمهور تركيه- رئيس جمهور پاكستان- نخست وزير تركيه- رئيس جمهور قزاقستان- نخست وزير هند- رئيس جمهور ونزوئلا- رئيس جمهور آذربايجان- دبيركل اتحاديه عرب- رئيس جمهور كوبا- رئيس جمهور سوريه- رئيس جمهور اكوادور- رئيس جمهور تركمنستان- رئيس جمهور عراق- رئيس جمهور يمن- رهبر ليبي-رئيس جمهور تونس- رئيس جمهور پارلمان كره شمالي- رئيس جمهور كومور- نخست وزير كنيا- نخست وزير بحرين- وليعهد بحرين- نخست وزير لبنان- رئيس مجلس لبنان- وليعهد كويت- اسقف اعظم ارامنه جهان و گروههاي فلسطيني شامل مسئولان حماس، جنبش جهاد اسلامي، جبهه دموكراتيك براي آزادي فلسطين، محمود عباس رئيس جنبش آزادي بخش ميهني فلسطين و احمد جبريل دبيركل جبهه خلق براي آزادي فلسطين در پيام هاي خود با تبريك مشاركت گسترده مردم در انتخابات رياست جمهوري به ملت ايران، رهبر معظم انقلاب اسلامي و احمدي نژاد تصريح كرده اند، جمهوري اسلامي در دوره ها و عرصه هاي گوناگون از جمله دوران رياست جمهوري دكتر احمدي نژاد همواره حامي مقاومت مظلومانه ملت فلسطين بوده و در راه تحقق آرمان فلسطين گام برداشته است.

نقل ار روزی نامه امنیتی. حکومتی کیهان شریعتمداری.

 

اطلاعیه های کانون روزنامه نگاران و نویسندگان برای آزادی در ارتباط با خیزش مردم           

بیانه کانون روزنامه نگاران و نویسندگان برای آزادی

2/در مورد وقایع اخیر

 

اعتراض مردم به نتایج انتخابات، منجر به حرکت گسترده ی اجتماعی مردم در برابر حاکمیت جمهوری اسلامی ایران شد. سرانجام پس از سی سال استبداد و سرکوب عریان، حضور پویا و مستمر مردم در کوچه و خیابان، پایه های نظام جمهوری اسلامی ایران را به لرزه در آورده است. ترفندهای رژیم برای به انحراف کشاندن این موج آزادیخواهی به شکست انجامیده و رویارویی مردم برای گرفتن آزادی، منجر به تلاطمی شده است که جامعه ی ایران را به سمت تحولی جدی سوق می دهد. اعتراضگری مردم ایران و بروزِِ خشم توده ها در حقیقت اعلام انزجار آنها از تمامّیت حاکمیت جمهوری اسلامی است و باین اعتبار نه تنها رسانه های گروهی جهان را تحت پوشش قرار داده، بلکه افکار عمومی و سیاستمداران جهان نیز به روند پر التهاب تحولات ایران چشم دوخته اند.

شعار "زنده باد آزادی"،  "مرگ بر دیکتاتور" و  " مرگ بر خامنه ای " طنین انداز اینک فضای کشور شده و عوامفریبی سی سال حاکمیت استبداد را در ایران افشا کرده است.

بیش از دهها کشته، صدها دستگیری و هزاران زخمی هزینه ای است که مردم ایران پرداخته اند تا بار دیگر رهایی خویش را تجربه کنند.

عوامل سرکوب و در رأس آنها، خامنه ای نیز به میزان سرکوبگری خویش افزوده اند، اما این بار مردم ایران با اتحاد و یکپارچگی تکلیف خویش را شفاف تر نموده اند تا به تغییر شرایط اجتماعی، سیاسی کشور ایران دست یابند.

تیراندازی مستقیم به سوی مردم و کشف جسد پریسا (زهره پیشدادیان) یکی از فعالان دانشجویی، نشان می دهد که عوامل رژیم با شناسایی و هدف قرار دادن فعالان مؤثر به کشتار ددمنشانه ی خویش ادامه می دهد. درگیری های خیابانی و کشته شدن زنان و مردان و جوانان در وقایع یک هفته ی اخیر، اوراق آزادیخواهی کشور ایران را برای همیشه در تاریخ ثبت کرده است.

عوامل و ماشین سرکوب رژیم در برابر این گستردگی موج اعتراضی، دستپاچه شده است و احتمال تکرار شدن جنایت و کشتار جمعی و اعدام و زندان دهه ی 1360، توسط جمهوری اسلامی ایجاب می کند که نیروهای مردمی و مترقی با هوشیاری و خودسازماندهی، حرکت و اعتراض گری خویش را تداوم بخشند.

کانون روزنامه نگاران و نویسندگان برای آزادی، سرکوب وحشیانه ی  حاکمان جمهوری اسلامی را به شدت محکوم و از مبارزات مردم ایران حمایت می کند و خواهان آزادی همه ی زندانیان سیاسی و دستگیرشدگان وقایع اخیر است.

 

کانون روزنامه نگاران و نویسندگان برای آزادی

 

rooznamehnegar@netcologne.de

 

اطلاعیه

3/کانون روزنامه نگاران و نویسندگان برای آزادی

کانون روزنامه نگاران و نویسندگان برای آزادی، حمایت خود را از اعتراض مردم ایران که هم اینک در جای جای کشور به ویژه شهر تهران در جریان است، اعلام میدارد.

ابن بار مردم خودشان تصمیم گرفتند و هرچند به پای صندوقهای رأی رفتند، اما با اعتراضگری خویش نشان دادند که میخواهند در سرنوشت سیاسی و اجتماعی کشور دخالت کنند. مقولهی انتخابات امسال در ایران، سبب شد تا مردم خواستههای خود را در قالب اعتراض به نتایج انتخابات، در خیابانها و رو در روی نیروهای حافظ نظام، بیان دارند.

 با اشاره به وقایع ماههای اخیر در گوشه و کنار کشور، آماج قرار دادن کل نظام جمهوری اسلامی ایران، توسط مردم به ویژه جوانان و زنان، تاریخ ایران یک بار دیگر ورق خورد و یکپارچگی مردم در برابر نیروهای استبداد، سی سال پیش را تداعی کرد به طوری که حکومت گران، با پلیسی کردن فضای سیاسی کشور نیز نتوانستند این شرایط را کنترل کنند.

بدیهی است که نظام جمهوری اسلامی ایران، همچون سی سال گذشته به سرکوب عریان اقدام خواهد کرد، اما مردم نیز به بهانهی اعتراض به نتایج انتخابات، خودباوری خویش را به نمایش گذاشتند و با این کنش به جهانیان اعلام کردند که دیگر تن به نظام استبدادی نخواهند داد. میزان مقاومت مردم و حمایت دیگر جنبشهای اجتماعی از این حرکت و پیوستگی این حرکتها میتواند منجر به واژگونی ماشین حکومتی گردد.

کانون روزنامه نگاران و نویسندگان برای آزادی، در جهت پیشبرد اهداف و حرکتهای اجتماعی مردم که با نظام جمهوری اسلامی مبارزه میکنند، خود را در کنار مردم میداند و از هیچ کوششی در جهت حفظ منافع مردم دریغ نخواهد کرد.

ما ضمن محکوم کردن بازداشتها و سرکوب گستردهی اعتراضهای مردم، خواستار آزادی تمامی دستگیرشدگان هستیم.

 

23 خرداد 1388، برابر با 14.06.2009

rooznamehnegar@netcologne.de   تماس با ما:

اطلاعیه های کانون  روزنامه نگاران و...بطور منظم در سایت گزارشگران منتشر می شود

 

http://p111272.typo3server.info

   

* کمیته دفاع از مبارزات مردم ایران در شهر ماینس برگزار کرد.

 

 نسیمی که طی سالهای اخیر بر فضای سیاسی ایران در حال وزیدن بود به طوفانی تبدیل گشته که سردمداران غارتگر جمهوری اسلامی را به تکاپو انداخته، تکا پو برای نجات کلیت نظام حاکم، تکاپو برای سازماندهی  سرکوبهای وحشیانه تر از پیش.  مقاومت توده های مردم در مقابله با استبداد عنان گسیخته ای که تمام زندگی شان را تحت الشعا ء قرار داده ، خودرا در شکل نوینی به نمایش گذاشته است.

روزهای اخیر نشان داده اند که مبارزات توده های مردم مصم تر از  قبل تداوم می یابد.

 اکنون شعار   ً مرگ بر خامنه ای ً  فراتراز  شعا ر   ً   ابطال انتخابات  ً ، بطور گسترده همه گیر می گردد. در روند تعمیق این مبارزات اجتماعی است که توده های وسیع مردم به تشخیص موانعی که پتانسیل انقلابی جامعه را کاهش  می دهد ، پی می برند.

اقشار و طبقات اجتماعی در ادامه  راه رسیدن به آ زادی و دمکراسی مبارزه ای سهمگین را آغاز کرده اند.

 اما بدون فرارفت از جمهوری اسلامی ، جنبشهای اجتماعی نظیر جنبش های  کارگری ، زنان ،  دانشجویان ، جوانان و در کل توده های مردم به آزادی دست نخوا هند یافت.

آزادی یعنی : جامعه ای بدون شکنجه و زندانی سیاسی، محو هرگونه تبعیض میان زن و مرد، یعنی جدائی دین از دولت ، یعنی آزادی اندیشه وبیان ، یعنی تقسیم عادلانه تمام ملزومات زندگی برای تمام  آحاد زحمتکش جامعه.

ایرانیان مبارز !

در مبارزه برای افشا ی هر چه وسیعتر چهره کریه نظام جهل و استبداد ، در همبستگی و پشتیبانی از مبارزات آزادی خواهانه مردم ایران ، مبارزات مشترک را سازمان دهیم.

 کمیته دفاع از مبارزات مردم ایران ،متعاقب اجرای آکسیونهای فوق،آکسیون دیگری را نیز در سطح شهر ماینز برگزار میکند. این آکسیون برای محکومیت سرکوبهای لجام گسیخته رژیم جمهوری اسلامی و دفاع از جان هزاران زندانی سیاسی است که در پی حوادث چند هفته اخیر ایران دستگیر شده اند . بنابر اخبار واصله تاکنون دهها تن از این عزیزان اعدام شده و خطر مرگ جان تعداد بیشتری از اینان را نیز تهدید میکند. به همین خاطر دور هم جمع می شویم تا فریادهای در گلو خفه شده این اسیران در بند را به گوش جهانیان و سازمانهای بشر دوست بین المللی برسانیم .

بکوشیم با مبارزات پیگیر و متحدانه خود از تکرار فجایعی نظیر کشتار زندانیان سیاسی در طی سالهای 1367-1360 جلوگیری نمائیم.

ما ازعموم هموطنان عزیز و کلیه انسانهای شریف و آزاد اندیش می خواهیم تابا شرکت در این بر نامه، صدای اعتراض خود را بر علیه قساوتهای بی حد و مرز جمهوری اسلامی ایران بلند کنند.  

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلا می ایران !  

زنده باد آزادی و برابری !

 

Betzel  Str.   Ecke   C&A    مکان  :

زمان  :     شنبه     11.06.2009

 بیانه مشترک

برعلیه موج جدید سرکوب و اختناق در ایران

مردم مبارز ایران! انسان های آزاده جهان!

تظاهرات میلیونی مردم در اکثرشهرهای ایران در روزهای اخیر نمایش عظیم قدرت مردمی بود که بیدادگری، عوامفریبی و سرکوب مداوم این رژیم را به چالش می طلبیدند. چالشی که با اعمال خشونت حاکمیت ضددموکراتیک نظام جمهوری اسلامی و نیروهای امنیتی اش پاسخ داده شده است. تاکنون، آمار دهها کشته و صدها زخمی قطعی است. گزارشات رسیده به ما حاکی از دستگیری یا ناپدیدشدن هزاران نفر از فعالین و معترضین رژیم جمهوری اسلامی می باشد. در این میان، خوابگاه های دانشگاه ها از اولین هدفهای حمله نیروهای سرکوب گررژیم بودند که منجربه کشته و زخمی شدن دهها تن و دستگیری تعداد بیشماری از دانشجویان گردید. موج وسیع دستگیریهای شبانه و خانه به خانه جوانان، روزنامه نگاران و دانشجویان  و ناپدید شدن تعداد ی دیگر، ترس و هراس سالهای دهه شصت (دهه هشتاد میلادی) را برای ما یادآوری میکند. انبوه بازداشت شدگان در سراسر کشور علاوه بر زندانهای شناخته شده همچون اوین، گوهردشت و...، در پادگان ها، مراکز بسیج و مکان های نامعلوم نگه داشته می شوند...

 عزیزانی که از شهرها و کشورهای دیگر می آیند:

Brandenburger Tor, 10117 BERLIN:  

[Haltestelle, Station] Unter den Linden with S1, S2, S25

تمام اطلاعیه وآخرین امضاء ها را در سایت دیالوگ بخوانید

http://www.dialogt.org

  

  یوتوب و قیام مردم ایران

 سخنرانی بصیر نصیبی در متینگ همبستگی با قیام مردم ایران در شهر کلن آلمان

 http://www.youtube.com/watch?v=_a7Jj0UbT00

 

* از میان ایمیل هایی از داخل ایران

انتخاب آقای میر حسین موسوی یک فرد فریبکار و قدرت طلب است

چطور می شود که ایشان و همسرشان به خانه سهراب اعرابی می روند

اما سوال این است آیا بهتر نبود آقای موسوی ابتدا سری به گورستان خاوران می زد و آثار جنایت خمینی که در دوره نخست وزیری ایشان رخ داده را می دید

آیا میر حسین موسوی یک بار هم بخاطر جنایات دهه شصت عذر خواهی کرده

چنین فرد جاه طلبی هرگز رهبر مبارزات ملت ایران برای دمکراسی نیست

به نظر من موسوی در اولین گام باید  از خانواده های کشته شدگان دهه شصت طلب بخشش کند

کوروش/تهران

 

    وحرف آخر...

   ترانه ای با ندای سهراب. ی. صفایی

ترانه" ای با "ندا"ی "سهراب" ( تقدیم به جنبش ایران و مادران عزادار)

 

وقتی چشمان " ندا " ی  آزادی

از حرکت باز ایستاد

" سهراب " مان به خون نشست

آی رستم های سرزمین " ترانه " ها

تشییع کنید

" سهراب " های وطن را

 

آنک،

اینان " حجاج ابن یوسف سقفی " اند

که با فرمان " ناب محمدی "،

" سهراب " ها را بخون می کشند!

تا دگر بار

و دگر بار

فریاد " ترانه " ها را

که لشکریان " حجاج "

پاره می کنند رحم شان را 

بر سنگفرش خیابان ها

خاموش کنند.

 

آی رستم های تاریخ،

این نماد " ناب محمد " است

بر سینه سرزمین خونین شما!

 

 ی. صفایی 15.7.09