|
•
راهنمایی برای خواندن
بقیه ی بخش های
«
زیر ذره بین»
زیر ذره بین از مطالب
متنوع برخوردار است
اگر
مطلب وخبر وگزارش کوتاه
باشد در همین صفحه اول
منتشر می شود اما بقیه
مطالبی که طولانی تر است
را در بخش زیر ذره بین
خواهید یافت. برای دسترسی
به همه مطلب این بخش
یاید همین جا روی
ادامه
مطالب
زیر ذره بین
کلیک کرد
یا
تا
پایان مطالب «زیر ذره
بین»در صفحه اول موس را
حرکت داد و روی
ادامه
مطالب
زیر ذره بین
کلیک کرد.
•
درس تکراری: این دانشگاه
ما بودو سیرک کامل رهبری
دو نوشتار کوتاه از
مهستی شاهرخی
این مکانی که در این
روزها توسط اراذل و اوباش
مورد حمله قرار گرفته
دانشگاه ما بود، سال
پنجاه و نه هم همین طور
شد. یادتان هست آقای
موسوی پروژه انقلاب
فرهنگی را، و حمله به
دانشگاه را؟ و مگر شما در
آن زمان رئیس ستاد انقلاب
فرهنگی نبودید؟...
...نامه پشت نامه می آید
که برویم دم سفارت برای
سیدموسوی و حاج خانم تازه
فمینیست شده اش، سینه
بزنیم و بگوییم در
انتخابات تقلب شده! ولی
مگر این حکومت از اول با
تقلب شروع نشده بود؟ از
همان رفراندم
غیردموکراتیک"آری یا نه؟"
و "جمهوری اسلامی" اش یا
"آش کشک خاله ته، بخوری
پاته، نخوری پاته!" ...
•
کاریکلماتورهای
انتخاباتی( ی. صفایی)
وقتی کروبی با شعار تغییر
قانون اساسی جلو آمد،
شورای نگهبان حکم حکومتی
را برایش فرستاد.
تحجر وقتی خواب آزادی
بیان را دید، به امام
زمان پناهنده شد.
سیب زمینی های اهدایی،
خوراک گاوهای اصولگرایان
شدند.
شعار تغییر اوباما باعث
ابراز نظرات تغییر در
قانون اساسی از طرف کروبی
شد.
انتخابات فکر کرد جدی
گرفته شده، آزادی بیان را
هم نامزد اتنخاباتی کرد…
•
کودتا ( یاور استوار)
احمدینژاد کودتا کرد
این فتنه و های و هو بپا
کرد
همراه ولی کشید شمشیر
سر از تن رای ما جدا کرد
با دوز و دروغ و نابجا
کرد
احمدینژاد کودتا کرد
هر رای که دادهاند مردم
در رشت و فسا و جهرم و قم
یا مشهد و بابل و سمیرم
چون شیر برید کله و دم
یکباره بنامِ خویش جا کرد
احمدینژاد کودتا کرد...
•
برخیز!
رضابی شتاب
فریاد بزن ایران
در خویش نمان حیران
این خون که همی جوشد
در مُشتِ تو دارد جان
دریا و تلاطم شو
فریادِ رهایی خوان
بگذار که مرگ آید
بر ظلم تگرگ آید
باید که نفس بگشاد
یکدست کنید عصیان
این روحِ رها اینک
بانگِ دلِ محرومان
آشفته کند بیداد...
•
اطلاعیه کانون روزنامه
نگاران و نویسندگان برای
آزادی
کانون روزنامه نگاران و
نویسندگان برای آزادی،
حمایت خود را از اعتراض
مردم ایران که هم اینک در
جای جای کشور به ویژه شهر
تهران در جریان است،
اعلام میدارد.
ابن بار مردم خودشان
تصمیم گرفتند و هرچند به
پای صندوقهای رأی رفتند،
اما با اعتراضگری خویش
نشان دادند که میخواهند
در سرنوشت سیاسی و
اجتماعی کشور دخالت کنند.
مقولهی انتخابات امسال
در ایران، سبب شد تا مردم
خواستههای خود را در
قالب اعتراض به نتایج
انتخابات، در خیابانها و
رو در روی نیروهای حافظ
نظام، بیان دارند...
•محمد على ابطحى، مشاور مهدى كروبى در باره دلايل
اعتراضات خيابانى در
تهران گفته است: «مردم
احساس كرده اند كه به
شعورشان توهين شده است.»
توضیح : گویا در این 30
سال ج. ا و نظام ولایت
مطلقه فقیه به شعور
انسانها توهین نکرده بود
فقط بعد از حذف باند شبه
اصلاح طلب از حکومت این
اتفاق افتاد!!
•
ایا هوشنگ اسدی
)بهار
ایرانی(
نمی خواهدبرای بهرام
بیضایی درد سر دیگر درست
کند؟
بهرام بیضایی کجاست؟
پرسشی است از او وسیمین
بهبهانی سر فصل دومین
ویژه نامه انتخابات، صدای
هوشنگ گلشیری از دهان
فرزانه طاهری هم شنیدنی
است...
بهرام بیضایی کجاست؟
- کجای کاری سیمین بانو؟
بهرام بیضایی تنها نام
معتبرغایب در میان
سینماگران ایرانی است که
بعد از پشت سرگذاشتن"چهار
سال سخت" پر از"تحقیر" و"
کوچک شدن" در مقیاس بی
سابقه ای به میدان آمده
اند...
•
اعتراض دفتر نظارت بر
آثار احمد شاملو به چاپ
بدون مجوز کتاب شاعر
آزادی
خانواده احمد شاملو به
چاپ کتابی با عنوان "شاعر
آزادی" که از فيلمی به
همين نام به روی صفحات
کتاب منتقل شده است،
اعتراض کردند.
به گزارش ايلنا، سياوش
شاملو مدير مسوول دفتر
نظارت بر آثار احمد شاملو
گفت: در دو سال پايانی
قبل از درگذشت شاعر نامی
ايران، آقای مسلم منصوری
که تهيه کنندگی،
کارگردانی و فيلم برداری
اين پروژه را به عهده
داشته، با موافقت شاعر
اقدام به تهيه و انجام
مصاحبه و فيلمبرداری
کردند.آقای بهمن مقصودلو
بدون اخذ مجوز از ورثه
احمد شاملو نسبت به چاپ و
فروش غير قانونی شاعر
آزادی به صورت کتاب اقدام
کرده است.
دفتر نظارت بر چاپ آثار و
احمد شاملو اعلام کرد: به
دليل عدم رعايت قانون کپی
رايت از طريق مشاور حقوقی
خود در آمريکا اين موضوع
را پيگيری قانونی خواهند
کرد.
توضیح سینمای آزاد.: با
تاسف بسیار اطلاع یافتیم
که سیاوش شاملو بعد از
انتشار این اطلاعیه بطور
ناگهانی در گذشت. با
خاموشی وی معلوم نیست
سرنوشت این شکایت به کجا
خواهد کشید وآیا
آیدادنباله شکایت را پی
گیری خواهد کرد؟
•
ایا چماقدار
،ده
نمکی.
دوربین را زمین می گذارد
وچماق را دوباره
در دست
می
گیرد؟
چند شبي است كه در شهر
بلوايي به راه افتاده
است. اين فضا تداعي كننده
مناقشات اول انقلاب است.
گروههاي مختلف كاروانهاي
تبليغاتي به راه انداخته
و به طرفداري از نامزد
مورد حمايت خود شعار
ميدهند. گروهي پارچه سبز
به دست و سر بسته و گروهي
پرچم ايران بر دوش
انداختهاند.
اي كاش فرصت ميشد و
اخراجيهاي سه را قبل از
انتخابات ميساختم تا
بيشتر اين مخاطب متوجه
عمق پيام فيلم ميشد....
•
رجا نیوز :چرا بیشتر
سرکوب نمی کنید؟
آشوبهاي خياباني در سطح
تهران در حالي به صورت
پراكنده در برخي نقاط شهر
وارد دومين شب خود شده
است كه به نظر ميرسد
تسامح نيروي انتظامي در
جمع كردن اين اوباش
خياباني بيتأثير نيست.
به گزارش رجانيوز، با
وجود آنكه جمعيت ميليوني
مردم تهران عصر يكشنبه در
ميدان وليعصر(عج)، به
استقبال دكتر احمدينژاد
آمدند و عليه آشوبگران
شعارهايي سردادند، با
تاريك شدن هوا، بار ديگر
اوباشي ( مبارزان )كه
جمعيت آنها به اندازهي
يك صندوق رأي تهران هم
نيست ( البته صندوقی که
رژیم تعداد رای هایش را
می شمرد)، در حال آشوب
هستند.
•
علی افشاری دانشچوی تحکیم
وحدتی میگوید:
انتخاب موسوی برای او
تهدید نبود و حتی برای
نظام فرصت بود. ریاست
جمهوری
وی تغییر معنادار و
چشمگیری را پدید نمی
آورد. اما اکنون او این
بخت را
دارد تا در راس یک جنبش
اعتراضی بزرگ قرار گیرد.
توضیح ما:بعدازسقوط رژیم
نوبت موسوی وموسوی ها هم
خواهد رسید، نگران نباشید.
•هوشنگ اسدی هم صدای پای
انقلابی دیگرراشنیده است!
آقای خاتمی، خون رابر
سنگفرش می بينيد؟ آقای
خاتمی. اين خون بر می
گردد و به تاريخ ايران
پيوند می خورد :
- از خون جوانان وطن
لاله.... لاله دميده...
کجائيد آفای خاتمی؟
کجائيد؟
کجائيد آفای خاتمی؟
کجائيد؟ عکسی روی فيس بوک
می رسد. شما را محاصره
کرده اند. آدمکشان دورتان
راگرفته اند. عمامه اتان
راکشيده اند. به ميان
مردم آمده ايد. مبارک
است. اين عکس دو روز پيش
است. اما امروز باز از آن
اعلاميه های نه سيخ بسوزد
نه کتاب صادر می کنيد.
هنوز اين کودتاگران را"
نظام" می خوانيد و انتظار
مجوز داريد؟
دست مردم را بگيريد آقای
خاتمی...
دست تان را از دستان
خونين نظام بيرون
بکشيد...
توضیح :بهتر است گوش
نوشابه خانم را هم حساس
کنید. همین طور سید طناز
را هوشیار.
•
آذر درخشان:
رای من چی شد؟ رای منو پس
بدهید!
این صدای معترض زنی است
که دیروز با شادی و شور
همراه بقیه خانواده، خود
را به درب کنسولگری ایران
در پاریس رسانده بود تا
با رای دادن به یکی از
چهار کاندید منتخب شورای
نگهبان برای ریاست
جمهوری، در سرنوشت سیاسی
میهن "مشارکت" جوید.
این صدای خانمی است که
دیروز با نگاه "فقیه اندر
سفیه" به ما از آن سوی
خیابان گذشت و وارد
کنسولگری شد تا رای دهد،
به ما تنها شش زن ایرانی
که در اعتراض به بساط
عوامفریبانه رای گیری و
باصطلاح انتخابات در
ایران در آنسوی خیابان
مقابل کنسولگری ایستاده
بودیم. ما شش زن تبعیدی
به همراه چند تن از مردان
فعال سیاسی تصمیم گرفته
بودیم از این فضای
انتخاباتی در ایران سود
جسته و برای هزارمین بار
به افکار عمومی غرب و نسل
جوان ایرانی بگوییم که در
ایران انتخابات وجود
ندارد، بلکه مردم باید
به منتخبین و منتصبین ولی
فقیه رای بدهند...
•
پسلرزه سرد انتصابات
شهلا شفیق
اين بار، نمايش بی قدرتی
رای دهندگان چه تاثيری بر
جنبش های مدنی در حال
رشد، اين تنها ميدان
نمايش قدرت مردم، خواهد
داشت؟ آيا از فضای یأسی
که در پی دارد زيان
خواهند ديد؟ يا به عکس،
چشم از بالا برخواهند
گرفت و با سلاح قدرتمند
همبستگی، هيولای در حال
احتضار رژيم اسلامی را به
چالش خواهند کشيد؟
تبِ سبز انتصابات پر رنگ
و ريای جمهوری اسلامی،
لرزی سرد در پی داشت.
دروغ بزرگ يک بار ديگر در
فضا طنين انداخت. آنقدر
بزرگ که بايد و شايد.
دروغی گوبلزی چنان که
معهود حکومت توتاليتر است
. اکنون مفسران و نظريه
پردازانی که کارشناسانه
از اعجاز انتخابات سخن می
گفتند، پايان تهوع آور
اين نمايش را چگونه تفسير
خواهند کرد؟
می دانم که کلمه کم
نخواهند آورد. در زبان ما
ابهام و ايهام چنان جايی
دارد که می شود بی هيچ
پروايی تفسيرهای ضد و
نقيض را با هم آشتی داد.
اگر جمهوری اسلامی که
اسلاميتش يکسره نافی
جمهوريت آن است، توانست
۹۸ درصد رای بياورد. اگر
پس از ۲۰ سال تجربه، بن
بست اصلاح طلبی اسلام گرا
، پرچم سبز اصلاح طلبی
اصول گرا توانست تنور
انتخابات را گرم کند و بر
مشروعيت نظام مهر تأييد
زند، چرا بار ديگر نتوان
در بارۀ درسهای انتخابات
زبانبازی و قلم فرسايی
کرد؟
دنباله
مطلب را در سایت پژواک
ایران
بخوانید..
http://www.pezhvakeiran.com
•
نابود باد جمهوری اسلامی
و "عدالت" غيرمردمیاش!
نادر ثانی
در جريان سر زدن به
سايتها و وبلاگهای
اينترنتی به مطلبی
برخوردم که من را شدیداً
تکان داد. خبر را در
وبلاگ "روز از نو" خواندم
(١) و اکنون این خبر به
نقل از منبع در سایت
شخصیام "ریشهها" (بخش
اجتماعی) نیز درج شده است
(٢). نویسنده "سعید" نام
دارد و در یکی از
کلینیکهای جنوب شهر کار
میکند. خبر در مورد
دخترک ١٣ سالهای است که
به دلیل ارتکاب جرمی که
ذکر نشده، در بیدادگاهی
در جمهوری اسلامی به تحمل
صد ضربه شلاق محکوم شده و
این حکم در مورد او به
اجرا درآمده است...بقیه
را در سایت نادر ثانی
بخوانید.
www.nadersani.net
;
nader.sani@gmail.com
|